{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم دانشگاه دیدم، داشتیم

کی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم دانشگاه دیدم، داشتیم گپ می زدیم که دوتا دختر که ازشون بدم میومد از در دانشگاه اومدن بیرون. گفتم: اه باز این عن آمد! گفت: اون خواهرمه! سریع گفتم: نه! اون یکی!
گفت: اونم زنمه!!!
از اونی که روز ازل شانس پخش میکرده متشکرم شخصا
دیدگاه ها (۲)

ظرف میوه رو گرفتم جلو مهمون دستپاچه شدم گفتم بفرمایین دهنتون...

سلام بچه ها..اگه یه روزبفهمیدشوهرتون سیگارمیکشه ولی به شمانگ...

یه بار جوگیر شدم یه پیرمرد کور رو به زور از خیابون رد کردم د...

توي کوچه منتظر دوستم بودم تا از خونشون بیاد بیرون ...دیدم یه...

یکی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم در دانشگاه دیدم ، داشتی...

داشتیم تو کشتی می اومدیم که واقعا حالم داشت بهم میخورد هم از...

عشق یا نفرت پارت (۵)

"Paradise in your hug"

#دخترای_لجباز 💕 پسرای_مغرور 💕 پارت سی ام :|از زبون رومینا :...

شرط پارت بعد ۳۵تا لایک😁

داستان رو بخونین کامل داستان های قشنگی دارم تو پست هام میزار...

#ادامه_پارت۱#هفت_آسمون🤍 از زبون ارسلان💜سلام من ارسلان کاشی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط