{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احمق که نيستممردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيم

احمق که نيستممردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد.هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت وآنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.مرد حيران مانده بود که چکار کند.تصميم گرفت که ماشينش را همانجا رها کند و برای خريد مهره چرخ برود.در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند.پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک را بست.هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم!
دیدگاه ها (۱)

بيسکوئيتزن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز ...

خدا وجود نداردمردی به آرایشگاه رفت تا موهایش را کوتاه کند . ...

فرشته ها فرشته مسافر در منزل خانواده ثروتمندی توقف کردند تاش...

طناب یا خدا کوهنوردی می‌خواست از بلندترین کوه بالا برود...او...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:73کیم با عصبانیت وارد ماشین شد و یونگی هم سوار ص...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۱ هوای صبح، محوطه پشتی تعمیرگاه اختصا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 104✦...................

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 100✦...................

🖤 پارت ۴ | «مهمان ناخوانده»صبح هنوز کامل روشن نشده بود.لانا ...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۲ آسمان آبی و جاده کوهستانی تقریباً خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط