لحظه هایی هستند
لحظه هایی هستند
که هستیم...
چه تنها ، چه در جمع...
اما خودمان نیستیم!
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد...
بی صدا...
بی هیاهو...
همان لحظه هایی که:
راننده ی آژانس میگوید رسیدین؟!
فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟!
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟!
و مادر صدا میکند حواست کجاست؟!
ساعتهایی که:
شنیدیم و نفهمیدیم...
خواندیم و نفهمیدیم...
دیدیم و نفهمیدیم...
و تلویزیون خودش خاموش شد...
آهنگ بار دهم تکرار شد...
هوا روشن شد...
تاریک شد...
چایی سرد شد...
غذا یخ کرد...
در یخچال باز ماند...
و در خانه را قفل نکردیم...
و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
کی گریه هایمان بند آمد...
کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم...
از ته دل نخندیدیم...
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم؟!
و موهای سرمان سفید شد...
و از آرزوهایمان کی گذشتیم...
"یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم"
که هستیم...
چه تنها ، چه در جمع...
اما خودمان نیستیم!
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد...
بی صدا...
بی هیاهو...
همان لحظه هایی که:
راننده ی آژانس میگوید رسیدین؟!
فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟!
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟!
و مادر صدا میکند حواست کجاست؟!
ساعتهایی که:
شنیدیم و نفهمیدیم...
خواندیم و نفهمیدیم...
دیدیم و نفهمیدیم...
و تلویزیون خودش خاموش شد...
آهنگ بار دهم تکرار شد...
هوا روشن شد...
تاریک شد...
چایی سرد شد...
غذا یخ کرد...
در یخچال باز ماند...
و در خانه را قفل نکردیم...
و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
کی گریه هایمان بند آمد...
کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم...
از ته دل نخندیدیم...
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم؟!
و موهای سرمان سفید شد...
و از آرزوهایمان کی گذشتیم...
"یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم"
- ۲.۳k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط