{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆پارت ۱۱☆

☆پارت ۱۱☆
☆ستاره‌ای در شب☆
وقتی رسید و لو سریع به حالت فرار از ماشین پیاده شد .
بدو بدو به سمت در رفت و با کلید بازش کرد ، بعد دید که سه روی مبل خوابش برده و معلوم بود گریه کرده.
سه چشم هاشو باز کرد
سه:لو !!کجا بودی از نگارانی مردم
لو و سه هم رو بقل کردن .
لو شروع کرد به تعریف کردن برای سه که چه اتفاق های افتاده ولی جانگ رو از داستان حذف کرد .
توی ذهن لو جانگ تموم شده و قرار نیست دیگه ببینتش ولی جانگ تازه شروع کرده.
لو:بدو بریم مدرسه که مدیر کلمون رو می کنه
سه:باشه
موقع آماده شدن سه انقدر غر لو زد که باید میومده خونه
وقتی به دم مدرسه رسیدن جانگ اونجا بود وقتی که لو رو دید لبخندی کوتاه زد جوری ترسناک بود که موهای تن لو سیخ شد
وقتی لو به کلاس رفت آناستازیا رو میزش نشسته بود خیلی عصبی
آناستازیا:هی هر*زه خانوم چیکار داری می کنی با نامزد آینده ی من
لو: من کاری نمی کنم
☆ذهن لو ☆
حاضرم قسم بخورم که نمی خوام ببینمش و نمی خوام برم سمتش
آناستازیا از روی میز اومد پایین آروم آروم اومد به سمت لو و و لباسش رو کشید ....‌..
دیدگاه ها (۰)

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

وقتی داشتی آشپزی میکردی…

راز هایی که ماراا کنار هم آوردند=پارت ۳بعد از زنگ آخر، تقریب...

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

پارت ۱۷ "اخر"ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه عصر_جیمین:نشسته بودن تو ماشین...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖ویو اِریااِریا در رو باز کرد و هر سه ن...

بوسه ی اجبار پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط