{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو ! مرا دور از تو بودن پیر کرده

بانو ! مرا دور از تو بودن پیر کرده
این درد سنگین ، در تــنم تاثیر کرده

بیدارم و ساعت حدود پنج صبح است
فکر تو ، من را با خودش درگیر کرده

در خواب دیدم ، بر سرم باران می آید
آن خواب را ، این گریـه ها تعبیر کرده

هی سرفه پشت سرفه ، هی یک استکان آب
هان ! یک غزل توی گلویم ، گیر کرده

این عشق ، این طاعون بی درمان چه دردیست؟
این عشق ، بدجوری مرا پاگیر کرده

ای کاش ، دنیا یک توهم بود ... ای کاش
این "کاش" دنیای مرا تسخیر کرده



محسن نظری
دیدگاه ها (۱)

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنممن به این دلواپسی ها...

بـعد از تــو آیــا بــر لبـانـم خـنـده ای هـست؟آیـا در ایـن ...

هی نکن گریه ، نکش آه ! دلم می شکندمن به آسانی ِ یک کاه ، دل...

من آمـده ام از لـب تــو ، قـند بســازماز قصه ی دلــدادگی ام ...

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط