{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از كنارم گذشتي

از كنارم گذشتي
و با خيابان و باران ،
خاطره شدي
مي داني :
آن شب شعر كه مي خواندي
زيباتر از تنهايي ات ، شده بودي
و من چه زود فهميدم
دير عاشق شدم !
دیدگاه ها (۴)

دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر...

شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من ...

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت نوبت به ما که رسید قلم افت...

شب ها پرنده هایش می روند روزها ستاره هایش ببین آسمان هم که ...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

افتاده در چشم تو صاف

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

موسیقی

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p2هیوجین: اومممم، اگر یهو ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط