{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لقبِ “داداش” و “آبجی” برای خیلی‌ها شده “اسبِ تروآ”؛ با آن

لقبِ “داداش” و “آبجی” برای خیلی‌ها شده “اسبِ تروآ”؛ با آن واردِ قلعه‌ی اعتمادِ آدم می‌شوند و وقتی همه جا امن شد، نیتِ اصلی‌شان را رو می‌کنند. کاش آنقدر شهامت داشتید که از همان اول با چهره‌ی واقعی‌تان جلو بیایید. باور کنید “نه” شنیدن خیلی محترم‌تر از این است که اول با صمیمیتِ دروغین نفوذ کنید و بعد با تیشه به ریشه‌ی باورهای یک نفر بزنید.رابطه‌ای که با دروغِ “ما مثل خواهر و برادریم” شروع می‌شود، مقصدش از پیش معلوم است: ویرانه‌ی اعتماد.... چقدر قشنگ‌تر می‌شد اگر هر کسی موضعش را شفاف می‌کرد؛ اگر عشق است بگوید، اگر دوستی است بگوید و اگر هیچ‌کدام نیست، سکوت کند. نفوذ به لایه‌های عمیقِ اعتمادِ یک نفر تحتِ پوششِ خواهر و برادر، نه هنر است و نه سیاست؛ فقط بی‌انصافی است. چون وقتی بازیِ شما تمام می‌شود، آن آدم می‌ماند و یک دنیا شک که دیگر نمی‌گذارد حتی برادرِ و خواهر واقعی‌اش را هم باور کند. لطفا با نقاب، امنیتِ روانیِ هم را سلاخی نکنیم.
دیدگاه ها (۴۲)

ثروت و فقر، مثلِ کوره هستند؛ یا آدم را پخته می‌کنند یا می‌سو...

گویی روح، پیش از آنکه در کالبدِ این لحظه حلول کند، یک‌بار تم...

دو پادشاه بر سرِ یک قلمرو می‌جنگند. یکی “عقل” که با عصای منط...

تعهد، یک “هنر” است که آدم‌هایِ سطحی هرگز آن را نمی‌آموزند. ح...

لقبِ “داداش” و “آبجی” برای خیلی‌ها شده “اسبِ تروآ”؛ با آن وا...

پارت ۶او اوبیتو بود!با یک پیشبند گارسون واقعی داشت یکی از می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط