{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جهان به تصادفی زاده شد

جهان به تصادفی زاده شد
و به تصادفی خواهد مرد
و من رها شده ام در بادها.
من
فرشته ی کودک خوش گمانی بوده ام
در پی سیمرغی بی نشان
که نشانی خانه ام را گم کرده ام......
ای کاش زندگی را مجال مردنی بود......
دیدگاه ها (۹)

گاهی حتی با دلتنگی هایت هم لجبازی می کنیتمام ثانیه هایت هم ک...

سلام صبحتون بخیر

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود/سرفه هایم تازگی ها آن چنا...

از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیستاینها برای هیچ طوفانی مهم نی...

✲ ما خاطرات رو به وجود میاریم و اونا مارو نابود میکنن ، ای ک...

@sahar1820

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

نفس نکش

‌ حکایت | انگشتر گمشدهروزی مردی در بازار انگشتری ارزشمند پید...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

در ستایشِ سکوتِ ما و ساحتِ رستاخیزِ معنا..هشت سال هجران، به ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط