{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز آمدم از چشمه خواب ، کوزه تر در دستم.

باز آمدم از چشمه خواب ، کوزه تر در دستم.
مرغانی می خواندند. نیلوفر وا می شد. کوزه تر بشکستم،
در بستم
و در ایوان تماشای تو بنشستم.
دیدگاه ها (۲)

زندگی را یادمان ندادند....یادمان ندادند که کسی که سیگار میکش...

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟گفت : چهار اصل1...

روی سنگ قبرش نوشتند :اولین باری نَبود که مُرد ...

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ !!!...ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿ...

🔰 مهدی جان!هفت آسمان را گشته‌ام، در آرزوی دیدنتدنبال ردّپای ...

my love part 77

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁶ویو جونکوک___چند ثانیه دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط