{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایـن روزا مـیـگـذره ...

ایـن روزا مـیـگـذره ...

بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..

مـیـگـذره بـا هـمـه قـشـنـگـیـو زشـتـی هـاش…

شـبـاشـم مـیـگـذره…

بـا هـمـه ی دلـتـنـگـیـاش…

یـه روزی صـدای قـهـقـه خـنـدمـون ...

تـا اسـمـون مـیـرسـیـد…

یـه روزم صـدای گـریـمـونـو ...

بـا ریـتـم دوش اب حـمـوم ...

تـنـظـیم میـکـردیـم ...

تـا کـسـی صـداشـو نـشـنـوه…

شـبـایـی کـه بـغـضـتـون ...

از اسـمـونـم مـیـزد بـالــا…

گـذشـت دیـگـه نـگـذشـت؟؟؟؟

گـذشـت…

یـه روزی دوسـت داشـتـیـم ...

امـا دوسـمـون نـداشـتـن…

یـه روزی دوسـمـون داشـتـن ...

امـا دلـی نبـود ...

کـه دوسـشـون داشـتـه بـاشـیـم…

یـه شـبـایـی اصـن نـگـذشـت ...

امـا مـا ازش گـذشـتـیـم ...

چـجـوریـش مـهـم نـیس..

یـه شـبـایـی هـم بـد گـذشـت…

سـخـت گـذشـت …

بـا اشـــک گـذشــت …

یـه شـبایـی رو...

بـا یـه اهـنـگـهـای خـاص سـر کـردیـم…

هـی گـذاشـتـیـمـشـون رو تــکرار ...

تـا صـبح فـقـط اونـو گـوش مـیـکـردیـم…

یـه روزی …

یـه شـبـی..

دلـمـونـو بـد شـکسـتن…

از هـمـه ی ایـن روزا و شـبـا هـم بـگـذرم امـا......

از دلـــــــــــــم نـمـیـگـذرم ...
دیدگاه ها (۲۲)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:66چند روزی گذشت فکر من همچنان...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

چند پارتی جیمین. (درخواستی)وقتی خیانت می‌کنه...(بچم اصلا اهل...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p23ساکت بود.نینا آروم پلک‌هاش رو تکون داد...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۵نامجون : اینها عکس استایلای ا.ته زمان...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط