{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانگی حد و مرز ندارد

دیوانگی حد و مرز ندارد
شاید بگویی دیوانه است
که مرا پرستش می کند
می گویی تلخ هستی و تلخی ات
زبان زد عام
من تلخی ات را با شیرینی عسل مقایسه میکنم
تو را از دورادور کوه های سر به فلک کشیده نگاه می کنم
نزدیک شدن به تو جیگر میخواهد
هرکسی هم حق نزدیک شدن به شیرین ترین رویایی زندگی را ندارد
وجودت مانند اکسیر است
برای یافتن تو باید شوالیه های قدرتمند روزگار
شب و روز دشت و کوه و صحرا را بگردند
تا شاید تو را بجویند
من به برکه حسادت میکنم
به آینه
به بالین هر شبه تو
به چشمه به رود
چرا که تو را لمس میکنند
آینه تو را می بیند
خورشید بر صورتت ماه گونه ات می تابد
آنقدر گاهی درمانده می شوم
که چاقویی بر گلو می گذارم تا خلاص شوم
واقعا توصیف تو مرا سرگشته این
دیار کرده چه کنم
می گویم یا تو یا مرگ
چقدر آن مرگ لذت بخش است که
دلیلش تو باشی
تویی که لب هایت سرخی انار وسط
پاییز است و سیاهی نگاهت قلب شب
موهای مشکی بلندت جنگجویی برای به رقص کشاندن طوفان و خنده هایت کوه را منقلب
تو انقلابی خاص میان عوامی هستی
که همه مثل همند
ولی تو معادله ای غیر قابل حل
تو شیرین ترین دلیل نوشتن هر
معشوقی هستی
شیرین همچون انگور های باغ بهشت
میم آذر /تقدیم به خانم عسل
دیدگاه ها (۴)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

سناریو قهوه با بوی شکلات

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

تولد ۲۹ سالگیت مبارک، جونگ‌کوکا 🎂💜امیدوارم توی تمام طول زندگ...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط