{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفت

پارت هفت

بغلش خوابیدم ا.ت ویو

صبح پاشدم دیدیم شوگا پیشمه که یاد دیشب افتادم
پاشدم از اتاق رفتم بیرون دیدم جین داره غذا درست می‌کنه
جین ، پاشدی خوبی
ا.ت، اره ممنون
نامجون، صب بخیر اخیش
تهیونگ ، صببخیر
کوک ، همونی که این گفت .
جیهوپ ، بخیر
جیمین ، سلام
ا.ت و جین، صب بخیر
جین ، بشینین
کوک، شوگا کوش
ا.ت، خوابه
کوک اخماش رفت تو هم
کوک، تو از کجا میدونی
ا.ت، خب من دیشب حالم خوب نبود اومد پیش من موند
کوک، من سیرم و از خونه رفت بیرون
ا.ت ، چش شد
نامجون, ولش اون ملا گاوه
همه خنده
شوگا ، صب بخیر
همه ، صب بخیر
شوگا ، کوک کوش
نامجون ، رفت از خونه بیرون
شوگا ، آها اوک من یکم کار دارم میرم خدافظ
همه ، خدافظ
ا.ت ویو
صبحونه تموم شد دیدم جین و جیهوپ تو آشپز خونن و جیمینم داره سفره جم می‌کنه
دیدگاه ها (۱۲)

پارت هشت دیدم فقط تهیونگ بیکاره پس گفتما.ت، تهیونگشی من از م...

پارت نه دیدم اون کوک بود که اومد تو پاشدم گفتم کوک خوبی چیکا...

ادامه پارت قبل (دوستان تو پارت قبل نیم تنه ا.ت رو گذاشتم )شو...

پارت شیش با خودم گفتم شاید دوباره اون موجودی که می‌گفت اومده...

part12

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

Part ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط