{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب قدر است شب قدر آخر حساب و کتاب را میبندند امشب پرو

شب قدر است. شب قدر آخر. حساب و کتاب را می‌بندند امشب؟ پرونده‌ها را امضا می‌کنند؟ نمی‌دانم. من خیلی از این چیزها سر در نمی‌آورم. من دوست دارم برای تو دعا بخوانم‌.
.
من دوست دارم برایت «يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ» بخوانم‌. ای کسی که دوست ندارم جز لبخندت را ببینم. ای کسی که دوست ندارم جز نوازش برایم داشته باشی.
.
من دوست دارم برایت شعبانیه بخوانم. «وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ». گوش می‌کنی چه می‌گویم؟ وقتی با تو حرف می‌زنم به من نگاه کن. به تو پناه آورده‌ام، چون جایی را جز آغوشت ندارم.
.
من می‌خواهم در قنوتم برایت دعا کنم. «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً» می‌خوانم. حسنه کافی است برایم اگر تو حسنه‌ام باشی.
.
من برایت «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ» می‌خوانم. دوست هر کسی هستم که تو دوستش باشی. «عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ». خدا نکند با کسی چپ بیفتی. مختار می‌شوم در خون‌خواهی.
.
من برایت ابوحمزه می‌خوانم. «بِكَ أَنِسَتْ مَحَبَّتِي». می‌دانی یعنی چه؟ دوستت دارم نه! بالاتر! انگار می‌گوید «می‌میرم اگر نباشی».
.
من برایت جوشن کبیر می‌خوانم. صدایت می‌کنم «یا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسیرِ». تو شکسته‌بند استخوان‌های شکسته منی. تو دوایی. «یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ».
.
من برایت کمیل می‌خوانم عزیز دلم. «وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی» تو نقطه ضعف مرا می‌دانی و چه چیز جز دوست داشتنت نقطه ضعف من است؟ من باز برایت کمیل می‌خوانم. «اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاَّءُ وَ سِلاحُهُ الْبُکاَّءُ». رحم کن به من که امیدم تویی و رحم کن به من که سلاحی جز گریه ندارم.
.
من برایت «مجیر» می‌خوانم. مجیر می‌دانی یعنی چه؟ یعنی پناه. پناه کیست به جز تو؟ من برایت دعای رمضان می‌خوانم. «اَللّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَریبٍ» خدایا هر غریبی را به وطنش برگردان و وطن کجاست؟ مگر آغوش تو.
.
پ.ن:این را برای تو میخوانم برای تو که اندازه دوست داشتنم را نمیدانی این رابرای تو میخوانم ک خدا میداند از برای تو چه آشوبی ست در دلم :
«وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ. وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ.»
#از_من_به_همسرم
دیدگاه ها (۵۳)

تو شمالی. سرت جنگل‌های جاده آستارا. دستانت تا طالش. تا اسالم...

بیا دیوانگی کنیم .. بیا روی جدول‌‌های طالقانی تا ته ته خیام ...

دیروز داشتم یک مطلبی می‌خواندم درباره کلمه «مهربان». میلاد ع...

حسود نیستم ولی خب دروغ است که بگویم به حال بعضی آدم‌ها غبطه ...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت1خونه نشسته بودم منتظر بودم آقای سان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط