{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه !

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه !
یه وقتایی بلد نیستی چیزی رو بدوزی ، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی
اما هر چی پخته تر میشی
هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی
چجوری پینه بزنی
چجوری زندگی کنی
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن .

گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی
هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟

گفت : چرا
میشه
خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه .

گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست
وقتی که هم بلدی بدوزی
هم چشات سو داره
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری ، نه سوزن ...
دیدگاه ها (۱۵)

همه کامنت پلیزززززاسمتو بنویس ببین چی در میادالف..........ای...

آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیما...

:اگر گفت باید برم جلوشو نگیر!وقتی بخواد بره، میره... ولی همو...

یادمون باشهتصویر زندگیمون، همون چیزیه که با قلم افکارمون ترس...

رابطه واقعی و خوب مثل زندگی میمونه یه روزهایی از ته دل میخند...

#دوست_دختر_مست_من#پارت_2 *بعد از کلی دعوا با بونگ سو معلم او...

Part ³²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط