{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط با سايه ي خودم خوب ميتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا واد

فقط با سايه ي خودم خوب ميتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن مي كند ، فقط او ميتواند مرا بشناسد ، او حتماً مي فهمد ... مي خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگي خودم را چكه چكه در گلوي خشك سايه ام چكانيده به او بگويم:
" ايــن زنـــــدگــــي ِ مـن اســت ! "
دیدگاه ها (۱)

نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرف...

هنوز مرا میبینی؟ مگر ستاره ام نبودی؟ مگر با یک چشمک عاشقم نک...

از شوق به هوا به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است چشم میبن...

در پشت چارچرخه فرسوده ای / كسی خطی نوشته بود: "من گشته ام نب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

قسمت ۷

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

اعتماد پارت|۱۹۰|

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط