{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقدردناک

{عشق‌دردناک...}
part:1

امگاها باید حواسشون رو خیلی جمع باشه...به چه دلیل؟!...چون آلفاهایی هستند که برای هوس خودشون به امگاها آسیب میرسونند...باید جفت حقیقی خود رو پیدا کنن...جین پسری امگا در تلاش این است که بداند جفتش کیه؟!...

هانا:سلام جین چطوری؟!(خنده)

جین:سلام هانا خوبم،تو خوبی؟!

هانا:آره من خوبم،حدس بزن چیشده!

جین:چیشده؟!..

هانا:جفت حقیقیم رو پیدا کردم جینی!

جین:واقعا؟!

هانا:آره!

جین:خوب یکم ازش تعریف کن...

هانا:اسمش بیک هست...۲۸ سالشه...مهربونه...و اهل روسیه است!

جین:برات خوشحالم هانا!

هانا:مرسی!تو چی؟جفتت و پیدا کردی؟!...

جین:نه هنوز...

که ناگهان بوی تند شراب اومد...

جین:ب..ببخشید من...فکر کنم هیت شدم باید برم دستشویی الان برمیگردم!

هانا:باشه برو...

«پیش نامی»

داشت از کناره درخت ها عبور میکرد که بوی خوبه شکوفه بهاری اومد...بو رو دنبال کرد و به پسری رسید که داره با دختری صحبت میکنه...یاده حرف های پدرش افتاد...

«فلش بک»

نامجون:پدر...چطوری جفتت رو پیدا کردی؟!

پدر نامجون:از بوش...رایحه مادرت انبه بود و منی که از انبه متنفر بودم عاشق اون بو شدم...یادت نره واسه اینکه جفتت رو پیدا کنی باید دنبال بوش باشی،اگه عاشق بوش شدی...جفتت و پیدا کردی!

«پایان فلش بک»

نامجون:یعنی...اون پسر جفت منه؟!...

نیشخندی زد و به عمارتش برگشت...

«پیش جینی»

بعد از خوردن چند تا قرص هیت درد دلش بهتر شده بود...

هانا:بهتری جین؟!

جین:آره بهترم...

هانا:جین..؟

جین:بله؟!

هانا:زمان هیت شدنت کی بود؟!

جین:هفته بعد!

هانا:پس چرا الان هیت شدی؟!

جین:ن..نمیدونم!

هانا:بویی حس نکردی؟!

جین:چرا...بوی تند شراب اومد!

هانا:تبریک میگم...

جین:بابت؟!

هانا:جین تو...جفتت و پیدا کردی!

جین:چطور ممکنه تو از کجا میدونی؟!

هانا:زمانی که به خاطر بوی جفتت هیت بشی یعنی اون فرد جفتته!حالا فقط باید بری پیداش کنی...

جین:باشه،بعدا میرم...دلم درد میکنه

هانا:الان برات دمنوش میارم...

جین:ممنونم!

خوب جوجه ها چطور بود؟🎀
دیدگاه ها (۱۵)

{عشق یا انتقام؟...}part:1از رخت خواب دل کند...به سمت دستشویی...

{عشق یا انتقام؟...}part:2«پیام ناشناس:سلام آقا پلیسه‌...شنید...

اسم:عشق یا انتقام؟شخصیت های اصلی:تهیونگ،جونگ‌کوکسن اعضای اصل...

عشق حقیقی...★(پارت:۵)جونگ‌کوک متوجه نشد که تهیونگ اون رو بوس...

رمان جدید یونمین جیمین:اوه شت هیت شدم اما چرا بوی نعنا میاد ...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۱۷*یهو مادرم لینا با یه قهوه که دستش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط