{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هفت پسر + دختر

هفت پسر + دختر
پارت ۳

ویو فرانک !!!!
داشتم سر دختره رو ناز میکردم که دیدم نفساش سنگین شده فهمیدم خوابش برده رسیدیم عمارت از ماشین خارج شدم و رفتم داخل عمارت یونا رو دادم به اجوما که ببرتش تو اتاقم لباسامم دادم خدمتکارا ببرن رو مبل لم دادم و گوشیم رو روشن کردم تا اخبار رو بخونم
اخبار**
‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍تیراندازی یک دانش اموز در محوطه حیاط مدرسه گم شدن تعدادی بچه ۴تا ۶ سال
کشته شدن یه زن در رستوران اومدن سال جدید لباس های جدید
اعترافات یک دختر ۱۶ ساله چگونه خوب درس بخوانیم با من باشید تا بفهمید
*
از بین این همه اخبار مسخره بالاخره تونستم یه خبر خوب پیدا کنم میشه گفت که خبر نیست یک نوع دعوته بازش کردم و خوندمش لبخندی البته ترسناک روی لبم نمایان شد
دعوت *
سلام به تمام مهمانانی که این پیام رادریافت میکنند
تولد بانو زیبای عمارت خوانواده چو است از شما متشکر خواهیم بود برای امدن به این مهمانی .
داخلش کارت دعوتم بود چه عالی تاریخش رو نگا کردم برای فردا بود خوبه وقت دارم برم یه سر حموم
ویو یونا *
دیدگاه ها (۴)

سلامممم خب بریم سراغ ادامه داستان هفت پسر +دخترپارت ۴ویو یون...

هفت پسر +دختر پارت ۵چهار سال گذشت و من با اسم یونا کایزر زند...

هفت پسر +دختر پارت ۲لباس اون مرد رو چنگ زدم +عمو منو ...نجات...

هفت پسر +دختر پارت ۱..........هایی من یونام .و هشت سالمه ماد...

دریای عشق فصل دوم پارت ۳۰ ویو ته تو اتاق مخفیم خوابم برد پاش...

منو ببخش

پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط