شبخاص
"شبخاص"
'پارت سوم'
P³
چشماش باز شدند،اولش دید خیلی تاریک داشت اما با چندتا پلک زدن اولین چیزی که دید روشنایی چراغ سقفی بیمارستان بود.
بوی الکل و مواد ضدعفونی کننده داخل بیمارستان اولین چیزی بود که زیر بینیش پیچید.
لحظهای بعد همه همگروهی هاش دورش جمع شده بودند. اولین نفری که دید چان هیونگش بود که تونست با دیدن چهره نگرانش به یاد بیاره قبل از تصادف داشت با اون حرف میزد.
-هی پسرا فلیکس..بیدار شد بالاخرهههه.
با ذوق خاصی اینو گفت،اما اشک از نگرانی توی چشماش حلقه بسته بود. لحظهای بعد خودشو توی بغل فلیکس چسبوند.
:هیـ..هیونگ.. آروم..
فلیکس با صدای خفه.ای اینو گفت که نشون میداد هنوز کاملا هوشیار نشده،یا شایدم فشار بغل کردن چان زیادی بوده و یکم اذیت شده.
به محض اینکه چان کشید کنار و ببخشید کوتاهی گفت بقیه بچهها اومدن جلو:
هیونجین با قیافهای خسته اما خوشحال از اینکه فلیکس الان خوبه لب باز کرد:یونگبوکا خوبی؟جون به لبمون کردیا.
قبل از اینکه بتونه حرفی بزنه،حس کرد یکی دوباره محکم چسبیده به بغلش.
-هیونگ...خیلی ترسوندیمون.
از صداش تونست تشخیص بده جونگینه.
خواست دستشو برای نوازش موهای جونگین بلند کنه که دید دست چپش به کل توی گچ هست.
از اون طرف صدای داد و بیداد بقیه پسرا بلند شد.
هان:هییییی،برو کنار ببینم بچه.
جونگین رو از بغل فلیکس کنار کشید تا بتونه راحتتر فلیکسو ببینه،که بعد چانگبین بلافاصله گفت:
-دستت فقط یه شکستگی جزئی داشته،خداتو شکر کن خودت مشکل خاصی برات پیش نیومده.
سونگمین چشمغرهای به چانگبین رفت. انگار قشنگ معلوم بود داره دروغ میگه،وقتی تا ساعد دستش کامل تو گچه پس شکستگی جزیی نیست.
سونگمین:بهرحال خداروشکر که سالمی هیونگ.
لینو با خنده گفت:دفعه بعدی مواظب باش وقتی میخوای تصادف کنی با چان هیونگ حرف نزنی،داشت سکته میکرد.
با دیدن جمع بزرگ رفیقاش تونست،لبخند کوچیکی به لب بیاره. بهرحال الان حالش خیلی بهتر از وقتی بود که تصادف شکل گرفته بود پس همین که بقیه دوستاش رو ببینه حال و هواش رو عوض میکرد.
بعد از لحظهای بررسی کردن خودش فهمید انگار بیشترین بخش بدنش که آسیب دیده دستش هست. با اینکه همین هم براش سخت بود خوشحال بود که حداقل آسیب جدیتری ندیده.
وقتی یادش افتاد واقعا با یه ماشین تصادف کرده،پرسید:
-راستی اصلا من با کی تصادف کردم؟اون یارو حالش خوبه؟
وقتی اینو گفت بقیه یکم ساکت تر شدن،انگار منتظر بودن مثل همیشه چان همهچیز رو توضیح بده.
چان مکث کرد. دستی بین موهاش کشید و با نفس عمیقی گفت:
-خب راستش..با یه خانمی تصادف کردی که...اونم آیدله!
+چی؟یه آیدل؟
وقتی اینو گفت انگار برای یه لحظه چشمای فلیکس چهارتا شد. با یه آیدل خانم تصادف کرده بود؟الان زنده سالمه؟اصلا از کدوم کمپانی هست؟کمپانی خودشون چی؟قرار نیست برای این دهنشو سرویس کنه؟
این افکار توی سرش میپیچید،اما بالاخره تونست فکراش رو بزنه کنار و بگه:
خب حالا زنه کیه؟اصلا الان سالمه؟مال کدوم کمپانی هست؟
چان جواب داد:
-هانک ا.ت ..از کمپانی خودمونه. همون گروه دخترونه G Angel . فعلا وضعیت بدی نداره،البته اگه شکستگی پای راستش و گردن دردش و فاکتور بگیریم!
+چییییی؟ا.ته؟بعد پاش شکسته؟
با تعجب و صدای نسبتا بلندی گفت.
دست سالمشو برد بین موهاش و زیر لب به خودش فحش داد،چون واقعا فکر نمیکرد با سرعت رانندگی کردن خودش انقدر به یکی آسیب بزنه.
وقتی لینو وضعیت فلیکسو دید گفت:
-نگران نباش فقط تو مقصر نبودی،دختره هم سرعت بالایی داشت.
وقتی اینو گفت نفسی که انگار حبس کرده بود رو آزاد کرد. حداقل خوشحال شد که قرار نیست برای آسیب زدن ناخواسته به یه آیدل از طرف فنهاش هیت بگیره.
+فـــاک،لعنت بهش!
صدای داد بلند یه دختر از اتاق بغلی به گوش رسید.
نگاه فلیکس یکم ترسیده و نگران شد،به چان هیونگش نگاه کرد و پرسید:
-خودشه نه؟
چان با آهی سرشو به معنای تایید بالا پایین کرد.
هیونجین یهویی گفت:
یونگبوکا نگران نباش جفتتون مقصرید... فقط,
قبل از اینکه حرفشو تموم کنه سونگمین ادامه داد:
+فقط چون تو داشتی با تلفن صحبت میکردی،تقصیر بیشتری تو تصادف داری.
چانگبین اعتراضی کرد:یاااا قرار نبود انقدر سریع بهش بگی،خب دختره هم سرعت بالای داشت.
چان،خسته دستی بین موهاش کشید و گفت:
پسرااا آروم. جفتشون سرعت بالایی داشتن پس نمیتونیم بگیم کی مقصره،فقط چون لیکسی داشت با من حرف میزد...یکمی بیشتر مقصر شده.
فلیکس هوفی کشید،از روی خستگی؟احتمالا؛چون اصلا دلش نمیخواست مقصر تصادف بشه...
_Soki.
#فلیکس #سناریو #فیک #استریکیدز #چندپارتی #کیپاپ
'پارت سوم'
P³
چشماش باز شدند،اولش دید خیلی تاریک داشت اما با چندتا پلک زدن اولین چیزی که دید روشنایی چراغ سقفی بیمارستان بود.
بوی الکل و مواد ضدعفونی کننده داخل بیمارستان اولین چیزی بود که زیر بینیش پیچید.
لحظهای بعد همه همگروهی هاش دورش جمع شده بودند. اولین نفری که دید چان هیونگش بود که تونست با دیدن چهره نگرانش به یاد بیاره قبل از تصادف داشت با اون حرف میزد.
-هی پسرا فلیکس..بیدار شد بالاخرهههه.
با ذوق خاصی اینو گفت،اما اشک از نگرانی توی چشماش حلقه بسته بود. لحظهای بعد خودشو توی بغل فلیکس چسبوند.
:هیـ..هیونگ.. آروم..
فلیکس با صدای خفه.ای اینو گفت که نشون میداد هنوز کاملا هوشیار نشده،یا شایدم فشار بغل کردن چان زیادی بوده و یکم اذیت شده.
به محض اینکه چان کشید کنار و ببخشید کوتاهی گفت بقیه بچهها اومدن جلو:
هیونجین با قیافهای خسته اما خوشحال از اینکه فلیکس الان خوبه لب باز کرد:یونگبوکا خوبی؟جون به لبمون کردیا.
قبل از اینکه بتونه حرفی بزنه،حس کرد یکی دوباره محکم چسبیده به بغلش.
-هیونگ...خیلی ترسوندیمون.
از صداش تونست تشخیص بده جونگینه.
خواست دستشو برای نوازش موهای جونگین بلند کنه که دید دست چپش به کل توی گچ هست.
از اون طرف صدای داد و بیداد بقیه پسرا بلند شد.
هان:هییییی،برو کنار ببینم بچه.
جونگین رو از بغل فلیکس کنار کشید تا بتونه راحتتر فلیکسو ببینه،که بعد چانگبین بلافاصله گفت:
-دستت فقط یه شکستگی جزئی داشته،خداتو شکر کن خودت مشکل خاصی برات پیش نیومده.
سونگمین چشمغرهای به چانگبین رفت. انگار قشنگ معلوم بود داره دروغ میگه،وقتی تا ساعد دستش کامل تو گچه پس شکستگی جزیی نیست.
سونگمین:بهرحال خداروشکر که سالمی هیونگ.
لینو با خنده گفت:دفعه بعدی مواظب باش وقتی میخوای تصادف کنی با چان هیونگ حرف نزنی،داشت سکته میکرد.
با دیدن جمع بزرگ رفیقاش تونست،لبخند کوچیکی به لب بیاره. بهرحال الان حالش خیلی بهتر از وقتی بود که تصادف شکل گرفته بود پس همین که بقیه دوستاش رو ببینه حال و هواش رو عوض میکرد.
بعد از لحظهای بررسی کردن خودش فهمید انگار بیشترین بخش بدنش که آسیب دیده دستش هست. با اینکه همین هم براش سخت بود خوشحال بود که حداقل آسیب جدیتری ندیده.
وقتی یادش افتاد واقعا با یه ماشین تصادف کرده،پرسید:
-راستی اصلا من با کی تصادف کردم؟اون یارو حالش خوبه؟
وقتی اینو گفت بقیه یکم ساکت تر شدن،انگار منتظر بودن مثل همیشه چان همهچیز رو توضیح بده.
چان مکث کرد. دستی بین موهاش کشید و با نفس عمیقی گفت:
-خب راستش..با یه خانمی تصادف کردی که...اونم آیدله!
+چی؟یه آیدل؟
وقتی اینو گفت انگار برای یه لحظه چشمای فلیکس چهارتا شد. با یه آیدل خانم تصادف کرده بود؟الان زنده سالمه؟اصلا از کدوم کمپانی هست؟کمپانی خودشون چی؟قرار نیست برای این دهنشو سرویس کنه؟
این افکار توی سرش میپیچید،اما بالاخره تونست فکراش رو بزنه کنار و بگه:
خب حالا زنه کیه؟اصلا الان سالمه؟مال کدوم کمپانی هست؟
چان جواب داد:
-هانک ا.ت ..از کمپانی خودمونه. همون گروه دخترونه G Angel . فعلا وضعیت بدی نداره،البته اگه شکستگی پای راستش و گردن دردش و فاکتور بگیریم!
+چییییی؟ا.ته؟بعد پاش شکسته؟
با تعجب و صدای نسبتا بلندی گفت.
دست سالمشو برد بین موهاش و زیر لب به خودش فحش داد،چون واقعا فکر نمیکرد با سرعت رانندگی کردن خودش انقدر به یکی آسیب بزنه.
وقتی لینو وضعیت فلیکسو دید گفت:
-نگران نباش فقط تو مقصر نبودی،دختره هم سرعت بالایی داشت.
وقتی اینو گفت نفسی که انگار حبس کرده بود رو آزاد کرد. حداقل خوشحال شد که قرار نیست برای آسیب زدن ناخواسته به یه آیدل از طرف فنهاش هیت بگیره.
+فـــاک،لعنت بهش!
صدای داد بلند یه دختر از اتاق بغلی به گوش رسید.
نگاه فلیکس یکم ترسیده و نگران شد،به چان هیونگش نگاه کرد و پرسید:
-خودشه نه؟
چان با آهی سرشو به معنای تایید بالا پایین کرد.
هیونجین یهویی گفت:
یونگبوکا نگران نباش جفتتون مقصرید... فقط,
قبل از اینکه حرفشو تموم کنه سونگمین ادامه داد:
+فقط چون تو داشتی با تلفن صحبت میکردی،تقصیر بیشتری تو تصادف داری.
چانگبین اعتراضی کرد:یاااا قرار نبود انقدر سریع بهش بگی،خب دختره هم سرعت بالای داشت.
چان،خسته دستی بین موهاش کشید و گفت:
پسرااا آروم. جفتشون سرعت بالایی داشتن پس نمیتونیم بگیم کی مقصره،فقط چون لیکسی داشت با من حرف میزد...یکمی بیشتر مقصر شده.
فلیکس هوفی کشید،از روی خستگی؟احتمالا؛چون اصلا دلش نمیخواست مقصر تصادف بشه...
_Soki.
#فلیکس #سناریو #فیک #استریکیدز #چندپارتی #کیپاپ
- ۱۳.۲k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط