Sweet Love
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
Sweet Love¹⁶
*فیلم هنوز روی صفحه بود، ولی ما رسماً از داستان فیلم خارج شده بودیم و وارد سیزن دوم «مزاحمتهای مستی جیمین» شده بودیم.*
- جوجههه... چرا این فیلم اینقد صداشو بلند میکنه؟ من قلبم از دهنم اومد بیرون.
چون تو یه دکمه کوچولو کنار کنترل داری که روش نوشته «کم-کردن-صدا»
- هوووهووو... چه باهوش شدی یهو؟؟
لطفاً. مغز من هنوز کار میکنه. مغز تو سه دقیقهست رفته پیکنیک.
- مغزم رفته پیکنیک؟؟
آره... با اون لیوان سوجو دوست شد، با هم رفتن بیرون.
- من دارم میرم دنبالش... نمیتونم تنهاش بذارم.. *میخواست بلند بشه، ولی دوباره تعادلش رو از دست داد و افتاد رو مبل*
وایستااااااا، کجا داری میری احمق؟
- دنبال مغزممممم گم شددد
مغزت گم نمیشه، چون اصولاً چیزی نبوده گم بشه.
- اووووخ.. خیلییییی بدی.. چرا همیشه اذیتم میکنی؟
چون تو خیلی قابل اذیتی.
- خب پس بیا کمکم کنم مغزم پیدا شه.
مغزت روی شونهت بود. شاید هم توی گوشات جا مونده.
- گوش؟ صبر کن.. *انگشتشو میکنه پشت گوشش* ای.. این چیه؟
موته، نابغه.
- وای چرا اینجاست؟؟
چون گذاشتیمش اونجا شاید؟ مو چیز جدیدی نیست.
- چراارههه.. من فکر میکردم گوشهام طاسن
گوش آدم طاس نمیشه، جیمین.
- چرا نشه؟ من آدمم؟؟
الان که مطمئن نیستم.
*برمیگرده نگام میکنه، چشمهاش نیمهباز، لبخند مسخرهای روی صورتش، انگار میخواد یه حرف مهم بزنه.*
- جوجه..
جون؟
- حس میکنم.. حس میکنم دارم میافتم
روی مبل نشستی، کجا میخوای بیفتی؟
- رو شونههاتو... *یهو خودش رو پرت کرد رو شونم*
*شونهم هنوز از ضربهای که خورد بیصدا جیغ میزد، ولی خودش کاملاً راضی بود، انگار بهترین تصمیم زندگیشو گرفته بود.*
- اهاااا... دیدی؟ افتادم... گفتم که میافتم...
تو نیفتادی، خودتو پرتاب کردی. فرق داره.
- نههههه... نیروی جاذبه بود.. من کنترل نداشتم
تو الان رو خودت هم کنترل نداری، چه برسه به جاذبه.
- هیییی.. جاذبه خیلی آدم بدیههه.. میکشه آدمو پایین
خب تو هم راه میای. یه ذره مقاومت کن.
- من آدم مقاومتنیستم... من آدم نازدارم
اوه، اینو که کاملاً میفهمم.
- یعنی چی؟؟
یعنی از ده دقیقه پیش داری لوسبازی میاری.
- لوسبازی؟؟؟ *چشمهاشو ریز میکنه* من؟؟
آره تو. ببین همین الان رو شونههامی، چرا اصلاً؟؟
- چون... چون... *مکث میکنه* چون شونههات بالشتِ جهانن
بالشت جهان؟؟؟
- آرههه الگوی بالشتا.. رئیس بالشتها.. فرماندهٔ نرمی دنیا
دیوونه...
ادامه دارد....
Sweet Love¹⁶
*فیلم هنوز روی صفحه بود، ولی ما رسماً از داستان فیلم خارج شده بودیم و وارد سیزن دوم «مزاحمتهای مستی جیمین» شده بودیم.*
- جوجههه... چرا این فیلم اینقد صداشو بلند میکنه؟ من قلبم از دهنم اومد بیرون.
چون تو یه دکمه کوچولو کنار کنترل داری که روش نوشته «کم-کردن-صدا»
- هوووهووو... چه باهوش شدی یهو؟؟
لطفاً. مغز من هنوز کار میکنه. مغز تو سه دقیقهست رفته پیکنیک.
- مغزم رفته پیکنیک؟؟
آره... با اون لیوان سوجو دوست شد، با هم رفتن بیرون.
- من دارم میرم دنبالش... نمیتونم تنهاش بذارم.. *میخواست بلند بشه، ولی دوباره تعادلش رو از دست داد و افتاد رو مبل*
وایستااااااا، کجا داری میری احمق؟
- دنبال مغزممممم گم شددد
مغزت گم نمیشه، چون اصولاً چیزی نبوده گم بشه.
- اووووخ.. خیلییییی بدی.. چرا همیشه اذیتم میکنی؟
چون تو خیلی قابل اذیتی.
- خب پس بیا کمکم کنم مغزم پیدا شه.
مغزت روی شونهت بود. شاید هم توی گوشات جا مونده.
- گوش؟ صبر کن.. *انگشتشو میکنه پشت گوشش* ای.. این چیه؟
موته، نابغه.
- وای چرا اینجاست؟؟
چون گذاشتیمش اونجا شاید؟ مو چیز جدیدی نیست.
- چراارههه.. من فکر میکردم گوشهام طاسن
گوش آدم طاس نمیشه، جیمین.
- چرا نشه؟ من آدمم؟؟
الان که مطمئن نیستم.
*برمیگرده نگام میکنه، چشمهاش نیمهباز، لبخند مسخرهای روی صورتش، انگار میخواد یه حرف مهم بزنه.*
- جوجه..
جون؟
- حس میکنم.. حس میکنم دارم میافتم
روی مبل نشستی، کجا میخوای بیفتی؟
- رو شونههاتو... *یهو خودش رو پرت کرد رو شونم*
*شونهم هنوز از ضربهای که خورد بیصدا جیغ میزد، ولی خودش کاملاً راضی بود، انگار بهترین تصمیم زندگیشو گرفته بود.*
- اهاااا... دیدی؟ افتادم... گفتم که میافتم...
تو نیفتادی، خودتو پرتاب کردی. فرق داره.
- نههههه... نیروی جاذبه بود.. من کنترل نداشتم
تو الان رو خودت هم کنترل نداری، چه برسه به جاذبه.
- هیییی.. جاذبه خیلی آدم بدیههه.. میکشه آدمو پایین
خب تو هم راه میای. یه ذره مقاومت کن.
- من آدم مقاومتنیستم... من آدم نازدارم
اوه، اینو که کاملاً میفهمم.
- یعنی چی؟؟
یعنی از ده دقیقه پیش داری لوسبازی میاری.
- لوسبازی؟؟؟ *چشمهاشو ریز میکنه* من؟؟
آره تو. ببین همین الان رو شونههامی، چرا اصلاً؟؟
- چون... چون... *مکث میکنه* چون شونههات بالشتِ جهانن
بالشت جهان؟؟؟
- آرههه الگوی بالشتا.. رئیس بالشتها.. فرماندهٔ نرمی دنیا
دیوونه...
ادامه دارد....
- ۶۷۵
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط