دوست دارم شبی و خلوت و باران...باتو

دوست دارم شبی و خلوت و باران...باتو
زیر چتر غزل و خیس خیابان....با تو

شانه به شانه ی هم،در تب یک حس غریب
دست در دست هم و فصل بهاران...با تو

عطر گیسوی تو و شور و شراب و حافظ
تب آغوش من و یک شب عریان...باتو

تو بخندی و مرا تا به خودت پل بزنی
من نگاهت کنم و مست و غزلخوان...باتو

برویم تا به در خانه ی خورشید شبی
تو همه محو من و من همه حیران...با تو

با دلی تشنه و درجذبه ی چشم تو اسیر
دوست دارم شبی و خلوت و باران...با تو
دیدگاه ها (۱)

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

سناریو کازوتورا درخواستی

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت پنجمچند روز بعد...ا/ت از ساختمان دانش...

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

بهار بدون تو

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط