{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"راه خیانت"

"راه خیانت"

پارت۱۶

مامان ا/ت:باشه هرچی دخترم بخواد
بعد از کلی حرف زدن بالاخره همه رفتن و منم رفتم گرفتم خوابیدم

" پرش زمانی به روز عروسی "

لباس عروسم رو پوشیدم و در اتاق باز شد و کوک با لبخند اومد تو
کوک:حاضری(با لبخند)
ا/ت:اره حاضرم(با لبخند)
دستمو دور دسته کوک قفل کردم و رفتیم پایین و همه برامون دست زدن یه عروسی کوچیک تو عمارت خودمون که فقط خودمون بودیم و یکی چند تا از فامیلا
رفتیم نشستیم سر جامون و عاقد هم اومد
عاقد:خب شروع میکنیم
شما جئون جونگ کوک خانم کیم ا/ت به همسری میپذیرید
کوک با لبخند جواب داد
کوک:بله ده بار بله صد بار بله هزار بار بله (با خوشحالی)
عاقد:و شما کیم ا/ت اقای جئون جونگ‌کوک رو به همسری میپذیرید؟
ا/ت:بله بله بله (با خوشحالی)
عاقد:شما هم شاهد هستید؟
جولیا:بله
جیمین:بله
عاقد:و با اختیاراتی که به من داده شده شمارو زن و شوهر اعلام میکنم
همه دست زدن برامون

"چندسال بعد"

اسلاید ۱ لباس عروس ا/ت
دیدگاه ها (۰)

" راه خیانت"پارت۱۷ "چندسال بعد"ویو ا/تتو این چندسال خیلی چیز...

"راه خیانت"پارت۱۸ویو ا/تکه یهو دستی دور کمرم حلقه شدا/ت:کوک ...

"راه خیانت"پارت15پدر و مادرامون با خوشحالی اومدن سمتمون ماما...

"راه خیانت"پارت¹⁴جولیا:واو دختر خب حالا چیکار‌ میکنی بهش چه ...

𝙋 :: 8ویو ا/ت ::پشت در بودم یعنی این در که باز شد من رفتم او...

سلاممممممم 👋🏻👋🏻❤️امروز پارت دوم رو میزارم ☺️☺️🌼موضوع رو هم ک...

"Akrasia"part ²...هوم کشیده ای زیر لب زمزمه کرد .....‌.کشوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط