{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" راه خیانت"

" راه خیانت"

پارت۱۷

"چندسال بعد"

ویو ا/ت

تو این چندسال خیلی چیزا عوض شد پدر کوک فوت کرد و کوک رئیس شرکت باباش شد و جولیا و جیمین هم نامزد کردن و مامان و بابام هم طلاق گرفتن (:
منم یه بازیگر معروف شدم
منو کوک زندگیه ارومی داشتیم و خیلی عاشق هم بودیم
کوک ویو
اوف امروز خیلی خسته کننده بود خدا خدا میکردم زود برگردم پیشه ا/ت
همینجوری داشتم به کارام میرسیدم که در زدن
کوک:بیا تو
دختری خوشگل و کیوت اومد تو
سو کیونگ:سلام برای اگاهی استخدام منشی اومدم
کوک:او بله بفرمایید بشینید
سو کیونگ نشست و داشتن حرف میزدن
کوک:بله پس از فردا استخدامید فردا ساعت8 اینجا باشید
سوکیونگ: بله ممنون
سوکیونگ رفت و منم رفتم خونه
بوی عطر غذای ا/ت همه جای خونه پیچیده بود

ویو ا/ت

داشتم میزو میچیدم که یهو...
دیدگاه ها (۰)

"راه خیانت"پارت۱۸ویو ا/تکه یهو دستی دور کمرم حلقه شدا/ت:کوک ...

"راه خیانت"پارت۱۹ا/ت:باشه باشه غلط کردم(با خنده)کوک:افرین(با...

"راه خیانت"پارت۱۶مامان ا/ت:باشه هرچی دخترم بخوادبعد از کلی ح...

"راه خیانت"پارت15پدر و مادرامون با خوشحالی اومدن سمتمون ماما...

Part 14

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط