{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه در قطار کتاب میخواندم

همیشه در قطار کتاب میخواندم
آنروز در زده شد و تو آمدی داخل
جز سلام چیزی رد و بدل نشد
آنروز تو با چشمانت مرا خواندی
سطر به سطر
کلمه به کلمه
و ختم کردی
اکنون سالهاست یک دفتر سفید با خطوط ممتد آبیم.
چه کسی منِ ساده را خط خطی خواهد کرد؟
دیدگاه ها (۲)

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

پارت ۸۰

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

شاهکاری به نام دروغ

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط