{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی‌ام این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟

شاید اینگونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس از این قسمت‌ها
سال‌ها منتظر قسمت آخر باشم
دیدگاه ها (۴)

چه ستودنی است رشادتهای این دلیرمردان

کاش این غروب را جدایی از تو دلتنگ نمی کرد

چه کسی باور کرد؟جنگل جان مراآتش عشق تو خاکستر کرد...!

سلام صبحتون به خیر و سلامتی

My lovely neighbor part : 47

چندپارتی جیهوپ

برادر ناتنی

My lovely neighbor part : 46

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصه پر حادثه حا...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه...

قسمت  اين بود که من با تو معاصر باشمتا در اين قصــــه پر حاد...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه پر حادثه ح...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصه پر حادثه حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط