{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشکی از شاخه فرو ریخت

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ... !!
دیدگاه ها (۱)

لهجه ات را غلاف کن ای عشق زخمــی ام از زبان نـوک تیزت ... !!

دل عاشق به پیغامی بسازد خمار آلوده با جامی بسازد مرا کیفیت چ...

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

سناریو

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

ادامه پارت بعدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط