{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
همنوای دل من بود به تنگام قفس
ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت
دیدگاه ها (۲۸)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

مرغ دریاآن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت  در این خانه ...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدرِ این خانه ندانم به چ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدرِ این خانه ندانم به ...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

‌آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدرِ این خانه ندانم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط