{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر دوستت دارم ...

آنقدر دوستت دارم ...
که یادم نمی آید از کجا شروع شد...
داستان ما نه شروع دارد ...
و نه پایان ..
تو یکهو پایت را...
همان جایی گذاشتی ...
که باید می گذاشتی...
دیگر هم از من نپرس ...
تا کی دوستم داری...
مگر می شود ...
جلوی راه اقیانوس ها را بست؟
مگر می شود ...
جلوی خورشیدچیزی قرار داد ...
که دیگر نتابد...
برای دوست داشتن های من ...
هیچ پایانی وجود ندارد...
 اگر تو نباشی ...
و حتی اگر تو نخواهی...
این نویسنده داستان خودش را ...
می نویسد!

#محسن_دعاوی



🌱 🌱 🌱
دیدگاه ها (۱۵)

حضرت آدم وقتی داشت از بهشت بیرون میرفتخدا بهش گفت : نازنینم ...

🌸 بهای دوست نه از🍃 زیبایی اوست🌸 نه از دارایی او🍃 بلکه تنها ب...

در این عصر زیبا ی زمستونی ❄ یہ دنیا سلامتی❤ یہ قلب پر از ع...

💫 یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم ...

💗 پارت دوم | «این دیگه کیه؟!»جونگ‌کوک دستش روی دستگیره‌ی در ...

پدرخوانده پارت : ۲۹ (پایانی) یک سال از تمام اتفاقات گذشته بو...

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰³.. درد داشت پس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط