{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مربی من

🎀مربی من🎀
🍭Part13🍭
ــــ فردا شش صبح اینجا باش اگه ببینم باز با قیافه دلقکی اومدی یه جوری میزنمت که دیگه این دوروبرا پیدات نشه، فهمیدی؟!
تهیونگ تند تند سری تکون داد:
ـــ فهمیدم!

«هشت ماه بعد»
ــــ تهیونگ بهت گفتم درست ضربه بزن!
پسر غش غش خندید:
ـــ سونبه حرص میخوری شبیه خرگوشایی میشی که هویجشون رو بزور ازشون گرفتن!
بوکسور با خنده میت پنجه‌ای رو از دستش خارج کرد و به طرف پسر پرت کرد:
ـــ خفه شو!

پایان پارت ۱۳ بانی هام بوسس🪐🧁🍡🍬🍧🍭🎀
دیدگاه ها (۳)

🎀مربی من🎀🍭Part14🍭تهیونگ با. حالت ضعف روی زمین دراز کشید:ـــ ...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part34🍬یونگی کنار یه کافه ی صبحانه ایستاد ...

🎀مربی من🎀🍭Part12🍭ـــ این کله پروژکتوریت رو مشکی میکنی،اون زن...

🎀مربی من🎀🍭Part 11🍭_حتما با این ظاهر؟برو بچه جون اینجا به درد...

🎀مربی من🎀🍭Part7🍭پسر که همچنان مبهوت جلو اومدن بوکسور شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط