#خان_زاده #پارت154

#خان_زاده #پارت154

سرم و پایین انداختم تا چشمم به چشم اهورا نیوفته!
صدای پر از تمسخرش و شنیدم
_اون وقت از بزرگ ترش اجازه گرفتی؟
با حرص گفتم
_من نیاز به اجازه ی کسی ندارم. یه زن آزادم که میتونم ازدواج کنم.
با خشم غرید
_احمق تو هجده سالت شده که واسه من خودسر شدی؟
به جای من سامان جواب داد
_حواست به حرف زدنت باشه اهورا.دیگه نمیتونی هر طور که دلت خواست باهاش حرف بزنی!
دلم از این حمایت گرم شد.
اهورا با عصبانیت خندید.دستی کنج لبش کشید و بی مقدمه مشت محکمش و توی صورت سامان کوبید
با جیغ گفتم
_چیکار کردی؟
با لحن پر از تهدیدی گفت
_برو خدا تو شکر کن توی شرکتیم.
سامان کنج لبش و پاک کرد و خواست چیزی بگه که در اتاق باز شد. هلیا اومد داخل و با دیدن سامان با اخم پرسید
_چی شده؟
سامان با پوزخند گفت
_از شوهرت بپرس که برای عقد دعوتش کردم و یهو رم کرد.
هلیا به سمت اهورا رفت و گفت
_مشکلت چیه؟ازدواج این دو تا به تو چه؟
اهورا گره ی کرواتش و باز کرد و گفت
_حق داری.. ربطی به من ندارم اعصابم از جای دیگه خرد بود.
سرفه ای کردم و گفتم
_میشه استعفا نامه ی منو امضا کنید؟
بدون نگاه کردن به صورتم به سمت میزش رفت و برگه ی استعفا نامه رو امضا کرد و به دستم داد.
هلیا با نگاه تحقیر آمیزی به من گفت
_فکر نکنم منو اهورا بتونیم برای فردا شرکت کنیم.کارای شرکت زیاده!
سامان سر تکون داد و گفت
_باشه خواهر جون.مهم نیست. بریم آیلین؟
سر تکون دادم که درو برام باز کرد.بعد از خداحافظی از اتاق بیرون اومدم و به سمت میز کارم رفتم.
دلم برای این میز هم تنگ میشد.
کیفم و روی شونم انداختم...دیگه همه چی تموم شد آیلین! فردا زن عقدی سامان میشی.
دیگه حق نداری به هلیا حسادت کنی.. حق نداری


🍁 🍁 🍁
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_81سارا نیشخندی زد:+ منظورتو ...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.29 (روایت از زبان ا.ت...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_15باز خواست بزنتم که ...

🖤 مافیای منقسمت هفتم | یک دستور عجیبات با پرونده وارد دفتر ج...

عاشقم باش Part 53

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط