چند پارتی
«چند پارتی»
دکتر مورد علاقه من...^ـ^(پارت:۱)
به دوستش زنگ زد تا کمی باهاش حرف بزنه...
«مکالمه جیمین و جونگکوک»
جونگکوک:کیه اول صبحی؟!(خوابالو)
جیمین:منم کوک!
جونگکوک:کدوم آدمی این موقع صبح زنگ میزنه آخه؟!(غر)
جیمین:آه چقدر غر میزنی!
جونگکوک:اگه من این موقع بهت زنگ میزدم حتما من و میکشتی!
جیمین:ولش کن...من میخوام برم سینما...میای باهم بریم؟!
جونگکوک:آره میام!
جیمین:پس آماده شو الان میام دنبالت...
«پایان مکالمه»
بعد از قطع کردن گوشی به سمت حمام رفت...حمام طولانی مدتی کرد و لباس هایش رو پوشید و به دنبال دوستش رفت که همیشه خدا چندین ساعت طول میکشه آماده بشه...وقتی به در خونه اش رسید زنگ زد...
جونگکوک:کیه؟!
جیمین:منم!
جونگکوک:بیا تو..!
جیمین در و باز کرد و دید که جونگکوک تازه از خواب بیدار شد و میخواد حمام کنه...
جیمین:شد یه بار بریم بیرون و تو زود آماده بشی؟!(عصبی)
جونگکوک:تو که میدونی آماده شدنم طول میکشه!
جیمین:زود باش سریع تر حاضر شو...
جونگکوک:باشه..
بعد از دو ساعت کامل جونگکوک هم آماده شد...
جیمین:چه عجب...آقا تشریف آوردن!
جونگکوک:به جای حرف زدن بیا بریم!
جیمین:خیلی خوب باشه!
اون دو به سمت سینما راه افتادن...فیلم تموم شد و میخواستن برگردن که ناگهان ماشینی به او دو برخورد کرد...
؟:یکی زنگ بزنه آمبولانس!
«نکته:این علامت«؟»یعنی یه فرد ناشناس»
پس از چند دقیقه آمبولانس رسید...هم جیمین و هم جونگکوک خون زیادی از دست داده بودن...اون دو را روی تخت بکارد گذاشتن...وقتی دکتر اون دو رو دید سریع گفت
یونگی:اونی که لباسش آبی هست باید عمل بشه و اون یکی که لباسش مشکی هست باید بهش خون بدیم سریع باشید!
پرستار:چشم دکتر مین!
جیمین رو بردند اتاق عمل...دکتر سعی میکرد به صورت زیبا و خیره کننده پسر کوچکتر توجهی نکنه اما نمیشد...بالاخره با کلی تلاش از اتاق عمل بیرون اومد...که پسری و دید...
جونگ سو:آقای دکتر عمل چطور بود؟!(استرس)
یونگی:عمل موفق آمیز بود!ولی سطح هوشیاری بیمار پایین هست...احتمال اینکه بره تو کما ۸ از ۱۰ هست...
جونگ سو:یعنی ممکنه بره تو کما؟!
یونگی:بله...ممکنه
جونگ سو:ممنون...
یونگی سر تکون داد...
یونگی:اون یکی بیمار چطوره؟!
پرستار:دکتر کیم بهشون خون دادن ولی مثل اینکه دست بیمار شکسته!
یونگی:باید دستش و گچ بگیریم به دکتر کیم بگو این کار و انجام بده!
پرستار:چشم!
یونگی به اتاقش رفت اما فکرش درگیر اون پسری بود که چند دقیقه پیش خودش عملش کرده بود...از نظر یونگی اون پسر خیلی زیبا بود...
پرستار:دکتر کیم دکتر مین گفتن که دست بیمار رو خودتون پانسمان کنید!
تهیونگ:باشه خودم انجامش میدم!
کمی بعد جونگکوک بهوش اومد ولی دردی که داشت غیر قابل توصیف بود...
جونگکوک:آه..لعنت..
تهیونگ:بهوش اومدی...باید دستت و پانسمان کنم ممکنه در داشته باشی پس اگه دردت اومد با اون یکی دست سالمت بازوم و فشار بده باشه؟!
جونگکوک:باشه...
تهیونگ شروع کرد به پانسمان کردن ولی وقتی دست نرم و لطیفی دور بازوش پیچید لحظه ای کار کردن رو فراموش کرد...
جونگکوک:خودتون گفتید وقتی دردم...
تهیونگ:میدونم!
جونگکوک باشه ای گفت...تهیونگ فکرش درگیر پسر شده بود...لعنتی اون پسر...خیلی زیبا بود...حتی حرف زدنش هم زیبا بود!
تهیونگ:تموم شد!
جونگکوک:ممنون...راستی دوستم...جیمین اون چطوره؟!
تهیونگ:تازه از اتاق عمل بیرون اومده!
جونگکوک:چی؟!اتاق عمل؟!
تهیونگ:آره...وضعیتش نسبت به تو خیلی وخیم تر بود!
جونگکوک:که اینطور...
تهیونگ کمکش کرد روی تخت بشینه تا غذاش رو بخوره...
تهیونگ:فعلا غذات رو بخور...
و با فکری درگیر به اتاق خود رفت...
شرط«۵۰ لایک،۳۰ کامنت،۲۰ بازنشر»
حمایت زیبآ؟!
دکتر مورد علاقه من...^ـ^(پارت:۱)
به دوستش زنگ زد تا کمی باهاش حرف بزنه...
«مکالمه جیمین و جونگکوک»
جونگکوک:کیه اول صبحی؟!(خوابالو)
جیمین:منم کوک!
جونگکوک:کدوم آدمی این موقع صبح زنگ میزنه آخه؟!(غر)
جیمین:آه چقدر غر میزنی!
جونگکوک:اگه من این موقع بهت زنگ میزدم حتما من و میکشتی!
جیمین:ولش کن...من میخوام برم سینما...میای باهم بریم؟!
جونگکوک:آره میام!
جیمین:پس آماده شو الان میام دنبالت...
«پایان مکالمه»
بعد از قطع کردن گوشی به سمت حمام رفت...حمام طولانی مدتی کرد و لباس هایش رو پوشید و به دنبال دوستش رفت که همیشه خدا چندین ساعت طول میکشه آماده بشه...وقتی به در خونه اش رسید زنگ زد...
جونگکوک:کیه؟!
جیمین:منم!
جونگکوک:بیا تو..!
جیمین در و باز کرد و دید که جونگکوک تازه از خواب بیدار شد و میخواد حمام کنه...
جیمین:شد یه بار بریم بیرون و تو زود آماده بشی؟!(عصبی)
جونگکوک:تو که میدونی آماده شدنم طول میکشه!
جیمین:زود باش سریع تر حاضر شو...
جونگکوک:باشه..
بعد از دو ساعت کامل جونگکوک هم آماده شد...
جیمین:چه عجب...آقا تشریف آوردن!
جونگکوک:به جای حرف زدن بیا بریم!
جیمین:خیلی خوب باشه!
اون دو به سمت سینما راه افتادن...فیلم تموم شد و میخواستن برگردن که ناگهان ماشینی به او دو برخورد کرد...
؟:یکی زنگ بزنه آمبولانس!
«نکته:این علامت«؟»یعنی یه فرد ناشناس»
پس از چند دقیقه آمبولانس رسید...هم جیمین و هم جونگکوک خون زیادی از دست داده بودن...اون دو را روی تخت بکارد گذاشتن...وقتی دکتر اون دو رو دید سریع گفت
یونگی:اونی که لباسش آبی هست باید عمل بشه و اون یکی که لباسش مشکی هست باید بهش خون بدیم سریع باشید!
پرستار:چشم دکتر مین!
جیمین رو بردند اتاق عمل...دکتر سعی میکرد به صورت زیبا و خیره کننده پسر کوچکتر توجهی نکنه اما نمیشد...بالاخره با کلی تلاش از اتاق عمل بیرون اومد...که پسری و دید...
جونگ سو:آقای دکتر عمل چطور بود؟!(استرس)
یونگی:عمل موفق آمیز بود!ولی سطح هوشیاری بیمار پایین هست...احتمال اینکه بره تو کما ۸ از ۱۰ هست...
جونگ سو:یعنی ممکنه بره تو کما؟!
یونگی:بله...ممکنه
جونگ سو:ممنون...
یونگی سر تکون داد...
یونگی:اون یکی بیمار چطوره؟!
پرستار:دکتر کیم بهشون خون دادن ولی مثل اینکه دست بیمار شکسته!
یونگی:باید دستش و گچ بگیریم به دکتر کیم بگو این کار و انجام بده!
پرستار:چشم!
یونگی به اتاقش رفت اما فکرش درگیر اون پسری بود که چند دقیقه پیش خودش عملش کرده بود...از نظر یونگی اون پسر خیلی زیبا بود...
پرستار:دکتر کیم دکتر مین گفتن که دست بیمار رو خودتون پانسمان کنید!
تهیونگ:باشه خودم انجامش میدم!
کمی بعد جونگکوک بهوش اومد ولی دردی که داشت غیر قابل توصیف بود...
جونگکوک:آه..لعنت..
تهیونگ:بهوش اومدی...باید دستت و پانسمان کنم ممکنه در داشته باشی پس اگه دردت اومد با اون یکی دست سالمت بازوم و فشار بده باشه؟!
جونگکوک:باشه...
تهیونگ شروع کرد به پانسمان کردن ولی وقتی دست نرم و لطیفی دور بازوش پیچید لحظه ای کار کردن رو فراموش کرد...
جونگکوک:خودتون گفتید وقتی دردم...
تهیونگ:میدونم!
جونگکوک باشه ای گفت...تهیونگ فکرش درگیر پسر شده بود...لعنتی اون پسر...خیلی زیبا بود...حتی حرف زدنش هم زیبا بود!
تهیونگ:تموم شد!
جونگکوک:ممنون...راستی دوستم...جیمین اون چطوره؟!
تهیونگ:تازه از اتاق عمل بیرون اومده!
جونگکوک:چی؟!اتاق عمل؟!
تهیونگ:آره...وضعیتش نسبت به تو خیلی وخیم تر بود!
جونگکوک:که اینطور...
تهیونگ کمکش کرد روی تخت بشینه تا غذاش رو بخوره...
تهیونگ:فعلا غذات رو بخور...
و با فکری درگیر به اتاق خود رفت...
شرط«۵۰ لایک،۳۰ کامنت،۲۰ بازنشر»
حمایت زیبآ؟!
- ۱۵.۰k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط