{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهوی بی حجابی ها،

در هیاهوی بی حجابی ها،
چادرم را رها نخواهم کرد.
ایهاالناس؛ تا نفس دارم
سنگرم را رها نخواهم کرد...
دیدگاه ها (۲)

دستم را به آسمان بردم، آرزوهایم به آن نمی‌رسندشب بی‌ستاره، ب...

روزی به تلافیِ تمامِ قوی بودن ها ، آغوشی خواهم گُزید و روی چ...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

ما از میان باد و باران گذشتیمترس را از کف دستانمان پاک کردیم...

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

خوب میدونم که به چه چیزراجب من فکر می کنیدولی اینو بدونید من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط