{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما از میان باد و باران گذشتیم

ما از میان باد و باران گذشتیم

ترس را از کف دستانمان پاک کردیم

و اگر دنیا در شب نمیخوابید

ما از خانه مان مثل یک رویا مراقبت میکردیم

آنجا که همه سکوت کرده بودند

ما صدای یکدیگر را میشنیدیم.

و هر هراسی که داشتیم

بگذار شیشه ها در اطراف بلرزند بگذار سکوت را بشکنند.

اگر با هم باشیم حالم خوب است

من تو را رها نخواهم کرد.
بگذار بگویند بگذار بگویند
ما غروب (عشق) خود را نخواهیم شکست.
ما آن طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد
جایی که من با توام و تو با منی
آنجا که همه سکوت کرده بودند ما صدای یکدیگر را میشنیدیم و هر هراسی که داشتیم
.تبدیل به یک چرخه ساده شد


بگذار شیشه ها در اطراف بلرزند

بگذار سکوت را بشکنند. اگر با هم باشیم حالم خوب است من تو را رها نخواهم کرد. ما آن طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد
بگذار بگویند، بگذار بگویند
ما غروب (عشق) خود را نخواهیم شکست.
جایی که من با توام و تو با منی
من ترکهای روی زمین و نمک بر زخمهای قدیمی را به یاد دارم اما تو در خواب به سراغم آمدی و به نفس مهمترین لحظات زندگی ام تبدیل شدی.
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

وارث سایه ها

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

سایه ای در راهرو های نقره ای

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

فیک تهکوک وارث زار

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۹و سوالی که برای با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط