از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم♥
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی قلبم♥
گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا من♥
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار♥
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار♥
بنویس مهلت موندن یه نفس بود♥
سهم من از همه دنیا یه قفس بود♥
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم♥
سر رو شونهات نزاشتم مثل دستات سرد سردم♥
من که تو بن بسته مردم زخمی از اوار پاییز♥
فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز♥
شب عاشقونه من که حروم شد♥
مهلت بودن با تو که تموم شد♥
ندونستم که باید از تو میگزشتم♥
وقتی از غربت چشمات مینوشتم♥
بنویس مهلت موندن یه نفس بود♥
...نوشتی گلم مرسی عشقت همیشه واسم قشنگ بود♥
دلنوشته يک دوست ....
گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا من♥
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار♥
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار♥
بنویس مهلت موندن یه نفس بود♥
سهم من از همه دنیا یه قفس بود♥
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم♥
سر رو شونهات نزاشتم مثل دستات سرد سردم♥
من که تو بن بسته مردم زخمی از اوار پاییز♥
فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز♥
شب عاشقونه من که حروم شد♥
مهلت بودن با تو که تموم شد♥
ندونستم که باید از تو میگزشتم♥
وقتی از غربت چشمات مینوشتم♥
بنویس مهلت موندن یه نفس بود♥
...نوشتی گلم مرسی عشقت همیشه واسم قشنگ بود♥
دلنوشته يک دوست ....
- ۱.۶k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط