#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_13

+نه

ــ خب میتونم مرد توی تصوراتت باشم؟

+من نمی‌دونم.

ــ میدونم که نیاز داری فکر کنی شاید از نظر تو من یه آدم احمق سنگدل باشم ولی اینطور نیست من همیشه توی اشتباه بودم می‌خوام اشتباهات مو جبران کنم.

+میشه بهم وقت بدی.

ــ باشه حالا استراحت کن تا بهتر بشی.

+باشه

ویو تهیونگ

ــ حدود چند سال پیش پدر و مادر من و ا/ت توی یه انفجار کشته شدن.
من فکر میکردم که انفجار کار پدر و مادر ا/ت بوده ولی اینطور نیست.
از اینکه توی این یه سال اینقدر عذابش دادن خیلی عذاب وجدان دارم.


ــ بعد از اینکه با ا/ت حرف زدم از اتاق خارج شدم و داشتم به سمت آشپزخونه میرفتم که جین جلوم سبز شد.

£باهاش چیکار کردی؟

ــ کیو؟

£خودتو به نفهمی نزن خودت می‌دونی کیو میگم.

ــ منظورت ا/ته؟

£اره

ــ مال من شد.

£منظورت چیه؟

ــ خوب فکر کن.

£تو چطور تونستی با اون بچه همچین کاری و کنی(داد)

ــ صداتو واسه من بالا نبر.

ادامه دارد.............♣️
دیدگاه ها (۰)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

سناریو میتسویا پارت ۲

چند پارتیــــــــ🖤✈️🖤ــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریــــ...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

سناریو باچیرا پارت ۱

فیک جونگکوک خواب های واقعی

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

سناریو ناگی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط