#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_14

£تو اجازه همچین کاریو نداشتی(عصبانی)

ــ فکر نکن چون برادر بزرگترم هستی باید از تو پیروی کنم.
اون دختر هم مال من بود.
یادت رفته بهت گفته بودم که دست درازی کردن به اموال من عاقبت خوبی نداره.

£کدوم اموال.

ــ نمونش ا/ت

£از کی تا حالا از اموال تو بحساب میاد؟

ــ از دیشب(پوزخند)

ــ عاشق کسی شدی که مال منه پس بهتره فراموشش کنی با اینکه سخته.

ویو شب

+با خستگی زیاد از خواب بیدارشدم کسی توی اتاق نبود نگاه به پنجره کردم شب شده بود یعنی من چقدر خوابیدم.
در باز شد تهیونگ با حالت خیلی خسته ای وارد شد معلوم بود تازه از سر کار اومده بود.
خودشو انداخت روی تخت و کراواتشو شل کرد.

ــ تازه بیدار شدی؟

+آره

به نظر میاد خیلی خسته ای

ــ آره دارم میمیرم
میشه کمکم کنی برم حموم.

+جانم؟

ــ میگم کمکم کن برم حموم.

+اما

ــ حالم بده زود باش

+باشه الان صبر کن

ادامه دارد.............♣️
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

𓆩 پارت ۸۰ 𓆪 🖤جیمین مقابل مرد ایستاد.ـ از اینجا برو بیرون!مرد...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »ܥ‌‌ܝ‌ܟܿࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ܨموضوع: اگه حواسشون ...

پارت ۲۴ — «فرار کن رها!»رها با خنده از اتاق بیرون دوید.ـ جون...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

[•] عــــمارت★عشقـــ[•] Part number 28"شاید..."+«یعنی امکان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط