{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به پشت سرم نگاه می کنم

به پشت سرم نگاه می کنم
مثل پیر مردی که به کودکی
آه من و سری که تکان می‌دهم
از عمر رفته نیست
راه کودک طولانی است
*

یه روز یه مرده، می خوره به نرده،
بر میگرده،
می فهمه مادر بزرگش پیر مرده،
می خورده زیتون پرورده،
با مادرش دعوا کرده،
اونو از خونه بیرون کرده،
مادر ش هم با مادربزرگش قهر کرده،
تمام عکس های اونو پرت کرده،
انقدر مشت زده به دیوار دست هاشم درد کرده!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۲)

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهفتم | سفر به سئولصبح زود، لانا و جونگک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

سلاممم😝با آرت قدی از آماتا اومدم-🫡آپ ندادم، فول بادی قبلی رو...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐الین آن شب تا صبح نتوانست بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط