به پشت سرم نگاه می کنم
به پشت سرم نگاه می کنم
مثل پیر مردی که به کودکی
آه من و سری که تکان میدهم
از عمر رفته نیست
راه کودک طولانی است
*
یه روز یه مرده، می خوره به نرده،
بر میگرده،
می فهمه مادر بزرگش پیر مرده،
می خورده زیتون پرورده،
با مادرش دعوا کرده،
اونو از خونه بیرون کرده،
مادر ش هم با مادربزرگش قهر کرده،
تمام عکس های اونو پرت کرده،
انقدر مشت زده به دیوار دست هاشم درد کرده!!!!!!!!!!!
مثل پیر مردی که به کودکی
آه من و سری که تکان میدهم
از عمر رفته نیست
راه کودک طولانی است
*
یه روز یه مرده، می خوره به نرده،
بر میگرده،
می فهمه مادر بزرگش پیر مرده،
می خورده زیتون پرورده،
با مادرش دعوا کرده،
اونو از خونه بیرون کرده،
مادر ش هم با مادربزرگش قهر کرده،
تمام عکس های اونو پرت کرده،
انقدر مشت زده به دیوار دست هاشم درد کرده!!!!!!!!!!!
- ۹۳۸
- ۰۵ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط