{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ڪہ می آید دلم پر می زند

شب ڪہ می آید دلم پر می زند

تا بیایی راحت جانم شوی

زخم های روز رنجم می دهد

ڪاشڪی با خنده درمانم شوی


شب ڪہ می آید صدای خنده ات

درد را می گیرد از جاڹ و تنم

آنڪہ جاڹ تازه می بخشد تویی

آنڪہ می میرد برای تو منم
دیدگاه ها (۹)

گاهی برگرد و بغلم کنبرگرد و تنگ بغلم کنوقتی حافظه‌ی تن بیدار...

هیچ اتفاقی، قرار نیست بیفتداما،من هم چنان نشسته ام پشت پنجره...

سرانجامروزی با تووداعی آبی خواهم کردتو از من خواهی پرسیدمگر ...

امروزیک جفت چشم مشکیبا دستشعشق را درون جیبم گذاشتو تا به خود...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط