این چندمین بهار است که بی تو از خیابان می گذرد. یک،دو ، س

این چندمین بهار است که بی تو از خیابان می گذرد. یک،دو ، سه. هر چه میشمارم باز هم انگشت تو را کم می آورم . برای همین بود که همیشه می گفتم عزیز دلم انقدر به آسمان اشاره نکن. من که نمی دانستم اولین نسیم تو را از شاخه هایم سفر میدهد. اصلا از آمدنت پیدا بود که میروی. کف دستت نوشته بودند کولی! این را کف دست ماه هم دیده بودم پیشتر از این. همان شب که موج زدم و روی پاشنه ی دریا ایستادم. یادت هست؟! آن وقت که تو ماه بودی و من ماهی. و من گفتمت: که در حجم حقیر این تنگ بلور هیچ چیز جز مرگ نمی ماند. هی! هی! بگذار بشکنم مثل چین دامنت أختر! بگذار بشکنم در این بهار که شکوفه های انگشتت را کم می آورم...

اسماعیل فیروزی
دیدگاه ها (۱)

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

قسمت ۸(بخش دو)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

**پارت ۳۷**بوی تندِ دودِ غلیظ و سیاه، سینه‌هامون رو پر کرده ...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط