{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دهم

پارت دهم
[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم عاشق توعه ولی به روی خودش نیاورده و توی تولدت دوستت.....]
هیونجین و ا.ت دست تو دست هم رفتن پیش اعضا و هیون گفت: هی بچه ها ا.ت دیگه دوست پسر داره مراقب رفتاراتون با پرنسس من باشین
اعضا: اوووووو پس جواب داد مبارکهههه
ا.ت خندید و گفت: هی شماها خیلی دغل بازین
لینو: همین دغل بازیمون باعث شد که شما دوتا بهم برسین
ا.ت: حالا هرچی(چشاشو چپ کرد)
آی ان: ا.ت اینجوری نکن دلمو میبری
ا.ت خندید و گفت: جدید بود😂
هیونجین: هی مراقب حرف زدنت باش
ا.ت: ولش کن من به اون پا نمیدم🤣
آی ان: هی از خداتم باشه
بعدشم رفتین و نشستین
هیونجین همش به ا‌.ت نگاه میکرد، این کارش باعث میشد که خجالت بکشه. گوششیشو در آودرد و بهش پیام داد: هیون تروخدا اونجوری نگام نکن معذب میشم
هیونجین: وقتی داشتی رو نوک پاهات وایمیستادی تا منو ببوسی چرا معذب نشدی؟
ا.ت بهش نگاه کرد و چشاشو چپ کرد. بعد هم نوشت: چیه مگه باید همیشه پسر ببوسه. بعدشم وقتی من ازت جدا شدم تو خودت دوباره منو بوسیدی😏
هیونجین نگاش کرد و خندیدو نوشت: باشه من باختم 😂
ا.ت نگاش کرد و لبخند زد که چان صداش زد
چان: ا.ت
ا.ت: بله
چان: تو میخاستی یچی بگی (چشمک زد)
ا.ت: آها الان میگم
ا.ت روبه رومی کرد و گفت: رومی منو بچه ها یدیقه میریم بالا حواست به مهمونا باشه
رومی: چیکار دارین همتون؟
ا.ت: حالا خودت میبینی. بعدشم به اعضا اشاره کرد که برن بالا
رفتن بالا. ا.ت تو اتاق هیون لباس پوشید و اعضا هم تو اتاق بغلی
ا.ت داشت موهاشو درست میکرد که یکی در میزنه
هیونجین: میتونم بیام تو
ا.ت: آره بیا
هیونجین اومد داخل. ا.ت رو دید که داره موهاشو درست میکنه. رفت و از پشت بغلش کرد و گفت: ا.ت میشه ازت یه سوال بپرسم؟
ا.ت: حتما
هیون: تو چرا انقد خشکلی؟
ا.ت خجالت کشید و چیزی نگفت.
هیون: عاشق وقتاییم که خجالت میکشی
ا.ت بیشتر قرمز شد
هیون: ولی با این خجالتت احساس میکنم جلوم معذبی
ا.ت: تو الان دنبال بهونه ای خودتم خوب میدونی که اصن معذب نیستم
هیون ا.ت رو سمت خودش برگردوند و لبای صورتیشو بوسید
ا.ت از خجالت قرمز شد
هیون: پس این سرخ شدنت چی میگه
ا.ت یهو هیونو از کراواتش گرفت و بوسیدش
ا.ت: تو با کی بودی گفتی خجالتی
هیونجین لبخند زد و دستاشو دور کمرت حلقه کرد و شروع کرد سخت و خیس بودسیدنت. کم کم تو رو به سمت تخت هدایت کرد و روت خیمه زد. میخواست ببوستت که یهو.....
پاشو بیا پارت بعدی
دیدگاه ها (۲)

پارت یازدهم و آخر[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت...

اون چیزای ساده، یهو عوض شدن🙃

پارت نهم [وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ...

پارت هشتم [وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس...

دوپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط