{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[بازی مرگ ]

[بازی مرگ ]
پارت ۹

سانگ بوم پوزخندی زد : بازم قراره تو محفل رو بچرخونی
کی سوک با جدیت لب زد : فکر نکنم مشکلی باشه
مین گیل : آروم باشی آقایون
دوید که تا اون موقع دهنش بسته بود بلاخره لب زد : دیگه شورشو در آورده چرا خودش نمیاد که از شر تو خلاص بشم مین کی سوک
کی سوک که دیگه خسته شده بود از این دعوا های این مرد ها کلافه لب زد کی سوک : من نماینده اش هستم چه فرقی داره
جانگ مین : چه مسخره
هیون سیک پکی عمیقی از سیگارش گرفت، با پوزخندی گفت سانگ : این کرکس محفل زیادی داره خودش رو دست بالا میگیره
کی سوک دست به سینه شد : جرعت داری اینو تو روش هم بگی پیرمرد
هیون سیک دندون هاشو بهم فشرد همون لحظه صدای قدم های کسی اونها رو با خبر کرد قدم های سنگین، قدم های که یک باره به اتاق نفوذ کرد
در فولادی به آهسته باز شد برای چند لحظه هیچکس جرعت تکون خوردن نداشت مردی که لقبش کرکس بود بلآخره اومده بود چشم های بی روح و خشمگین اش سایه ای تیره تر از اتاق به فضا اضافه کرده بود نور کمی از چراغ به اون افتاده بود نشان کرکس که روی سنجاق یقه اش با غرور می‌درخشید حضور اون رو غیر قابل انکار میکرد مستقیم به سمته صندلی که وسط میز قرار داشت جایی که همیشه متعلق به او بود نشست دو یون مثله همیشه پشته سرش ایستاد اولین نفری که سکوت رو شکست کی سوک بود
کی سوک : خوش اومدی رئیس
هیچکدام از اون آدمایی که قبل از ورود جونگ کوک بودن دیگه ظاهر نشدن
جانگ مین با کلماتی سنجیده لب زد جانگ مین : تسلیت میگم بابات از دست دادن همسرت غم بزرگیه
همچنان بقیه اعضا هم تسلیت گفتند چشم های جونگ کوک روی تک تک شوم میلغزید هیچ اثری از احساس توی چهرشون نبود یعنی کاره کدوم یکیشون بود نمیشه تشخیص داد، حتی وقتی با صدا خشنی گفت جونگ کوک : هیچ نیازی به ترحم کسی ندارم کسی که این بلا رو سره هانول آورده رو پیدا میکنم بدون کشتنش اون رو میندازم جلوی سگام جوری که دیگه گوشتی به تنش نمونه
جونگ کوک کمی از صندلی به جلو خم شد چشم های سرد اش در تاریکی با نور کمی که با انگشترش میخورد می‌درخشید لحن اش آروم تر اما کشنده تر شده بود جونگ کوک : من هیچوقت کسی رو بی دلیل نمیکشم اما اگه بکشم هیچ ردی ازش باقی نمی‌مونه و حالا از شما می‌خوام تا کمک کنید اون قاتل رو پیدا کنم وگرنه .... همه تون رو تو صف خائنین می‌زارم
جونگ کوک هنوز نگاه سرد اش رو بین افراد جمع میچرخوند اما تنها کسی که بجای اظطراب در چهره اش واکنشی در تهیدی لبخند ریزی زد کیم سانگ بوم اصلا از تهدید های کرکس نترسید
دیدگاه ها (۵)

بازی مرگ ]پارت ۱۰سانگ بوم : ما همه اینها جمع شدیم چون به قدر...

[بازی مرگ ]پارت ۱۱دو یون : چشم رئیس جونگ کوک از روی صندلی اش...

[بازی مرگ ]پارت ۸ نور نئون های معلوم حال قرمز آبی زرد فضای ب...

[بازی مرگ ]پارت ۷جونگ کوک دندون هایش رو بهم سابید پا رو شکم ...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

ادامه58 قسمت 1نورهای بنفش و آبی کلاب هر چند ثانیه یک‌بار روی...

پارت ۵۷ مرد چند قدم از تاریکی بیرون آمد.نور ضعیف چراغ خیابان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط