واژ ه هایم ؛بوےِ پاییز گرفتند
واژ ه هایم ؛بوےِ پاییز گرفتند
احساس در سطرْ سطرِ ان ، شروع بہ ریزش
می کند....
باز فصل عاشقانہها مےرسد....
اما
من سالهاست کہ عشق را زیر آرزوهایم
دفن کرده ام....
زیرِ آرزوهایــے کہ اگر برآورده مےشد؛عشقم بہ جاےِ آغوش دیگرے
باید، هم قدمِ گامهایم؛دراین فصل مےبود.....
فصل "عاشقانہها" برایم فصلِ عذاب اَست....
از رنگِ برگهاےِ طلاییش تا بوےِ نَمِ باران پاییزیش....
فصلی کہ ؛هوایش براےِ تنفسْ ؛بوےِ مرگِ خاطراتم را مےدهد!!!!!!
احساس در سطرْ سطرِ ان ، شروع بہ ریزش
می کند....
باز فصل عاشقانہها مےرسد....
اما
من سالهاست کہ عشق را زیر آرزوهایم
دفن کرده ام....
زیرِ آرزوهایــے کہ اگر برآورده مےشد؛عشقم بہ جاےِ آغوش دیگرے
باید، هم قدمِ گامهایم؛دراین فصل مےبود.....
فصل "عاشقانہها" برایم فصلِ عذاب اَست....
از رنگِ برگهاےِ طلاییش تا بوےِ نَمِ باران پاییزیش....
فصلی کہ ؛هوایش براےِ تنفسْ ؛بوےِ مرگِ خاطراتم را مےدهد!!!!!!
- ۴۹۲
- ۱۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط