بابایی من یه نوچه میخوام
_بابایی من یه نوچه میخوام
اینارو از فیلم های جاسوسیش دیده
فعلا برو باهاشون بازی کن
_نمیخوام من ساهدختم و اونا بلده منن
زیادی پیاز داغش و زیاد کرد
نانسی اومد جلو
نانسی تو شاهدختی ما برده؟
_اله تو باید به من تلظیم کنی
نانسی پوزخند تو برو حرف زدن یاد بگیر
کوک نانسی همین الان از دخترم عذر خواهی کن وگرنه کاری میکنم موقع دیدنش بهش سجده کنی
نانسی بالاخره من از اون خوشگل ترم
که جسیکا گریش گرفت
_ازم عذل خواهی تننن
نانسی محاله
کوک بلایی به سرت میارم که بفهمی به دخترم نگی زشت
گرفتمش و با شلاق زدمش بعد چندتا شلاق
کوک حالا پاشو به دخترم تعظیم کن
نانسی آیی (گریه)
کوک پاشو وگرنه ادامه میدم و سرنوشتت عین الا میشه
نانسی :چشم( گریه)
پاشد و رو به روی جسیکا تعظیم کرد
_حالا سد از این به بعد به من تلظیم نکنین سکنجه میسین دختره حالا زانو بزن
نانسی و..ولی
_باباااا داد
نانسی ب..ببخشید
و بعد جلوی دخترم تعظیم کرد
جسیکا رفت سمت آلبا که تموم مدت رو ویلچر داشت به ما نگاه میکرد
_پاسو به من تلظیم کن
@و..ولی نمیتونم
_به بابام میگم سکنجه ت کنه
دخترم اون نمیتونه پاشه
_ای بابا
رفت سمت سه قلو ها
و اونا بلند شدن
اگنس وای لباسات چقدر قشنگه
آماندا میشه یدونه بهم بدی
اما میشه به لباسات دست بزنم
و بعد به جسیکا دست زد
_وای دستای کثیفت و به لباشهای قسنگم نزن
اما م..متاسفم
_لیاقتتون اینه که لباش هاله بلده ها رو بپوسید ولی به اون دختله (اشاره به اگنس)دشتور میدم بیاد اتاقم
اگنس چ..چشم
جسیکا بابایی من اینو میخوام بیاد اتاقم
کوک حتما قشنگم (تن صداش به بلند تغییر کرد) اگنس تو از این به بعد هر وقت دخترم خواست میری اتاقش.و هرکس به دخترم بی احترامی کنه با من طرفع
اگنس چشم ارباب
جسیکا خب اگنس بودی ؟بیلا دنبالم
و بعد رفت بیرون و اگنس دنبالش رفت
شرط بهم چندتا فیک معرفی کنین که خشنن و سوسول بازی نداشته باشن
اینارو از فیلم های جاسوسیش دیده
فعلا برو باهاشون بازی کن
_نمیخوام من ساهدختم و اونا بلده منن
زیادی پیاز داغش و زیاد کرد
نانسی اومد جلو
نانسی تو شاهدختی ما برده؟
_اله تو باید به من تلظیم کنی
نانسی پوزخند تو برو حرف زدن یاد بگیر
کوک نانسی همین الان از دخترم عذر خواهی کن وگرنه کاری میکنم موقع دیدنش بهش سجده کنی
نانسی بالاخره من از اون خوشگل ترم
که جسیکا گریش گرفت
_ازم عذل خواهی تننن
نانسی محاله
کوک بلایی به سرت میارم که بفهمی به دخترم نگی زشت
گرفتمش و با شلاق زدمش بعد چندتا شلاق
کوک حالا پاشو به دخترم تعظیم کن
نانسی آیی (گریه)
کوک پاشو وگرنه ادامه میدم و سرنوشتت عین الا میشه
نانسی :چشم( گریه)
پاشد و رو به روی جسیکا تعظیم کرد
_حالا سد از این به بعد به من تلظیم نکنین سکنجه میسین دختره حالا زانو بزن
نانسی و..ولی
_باباااا داد
نانسی ب..ببخشید
و بعد جلوی دخترم تعظیم کرد
جسیکا رفت سمت آلبا که تموم مدت رو ویلچر داشت به ما نگاه میکرد
_پاسو به من تلظیم کن
@و..ولی نمیتونم
_به بابام میگم سکنجه ت کنه
دخترم اون نمیتونه پاشه
_ای بابا
رفت سمت سه قلو ها
و اونا بلند شدن
اگنس وای لباسات چقدر قشنگه
آماندا میشه یدونه بهم بدی
اما میشه به لباسات دست بزنم
و بعد به جسیکا دست زد
_وای دستای کثیفت و به لباشهای قسنگم نزن
اما م..متاسفم
_لیاقتتون اینه که لباش هاله بلده ها رو بپوسید ولی به اون دختله (اشاره به اگنس)دشتور میدم بیاد اتاقم
اگنس چ..چشم
جسیکا بابایی من اینو میخوام بیاد اتاقم
کوک حتما قشنگم (تن صداش به بلند تغییر کرد) اگنس تو از این به بعد هر وقت دخترم خواست میری اتاقش.و هرکس به دخترم بی احترامی کنه با من طرفع
اگنس چشم ارباب
جسیکا خب اگنس بودی ؟بیلا دنبالم
و بعد رفت بیرون و اگنس دنبالش رفت
شرط بهم چندتا فیک معرفی کنین که خشنن و سوسول بازی نداشته باشن
- ۹.۰k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط