{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که مجنون می‌شوم، صدبار بدتر

گفتم که مجنون می‌شوم، صدبار بدتر
گفتی که لیلی می‌شوم، این‌هم به آن در!

گفتم که بیتابم نکن طاقت ندارم
می‌سوزد این بیتابیَم هم بال وُ هم پر

گفتی که در بی‌تابیت من هم شریکم
«یک،یک» مساوی، می‌شوی با من برابر!

گفتم که زیبایان یکایک بی‌وفایند
گفتی که تهمت میزنی؟! الله اکبر!

گفتم نمی‌خواهم برو، این عاشقی را
گفتی که کفران میکنی، بر عشقْ کافَر؟!

مجنون شدم، لیلی شدی، افسانه سر زد
خوشبختی آمد پشتِ در، مستانه زد در

من آسمان‌ها را به عشقت فتح کردم
در کهکشان‌ها عشقِ ما شد عشقِ برتر!

ناگه صدایی آمد و پلکم سبک شد
ای وایِ من، رؤیایِ من در خواب زد پر!
دیدگاه ها (۱)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒 🪽🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این بار من دنبالت گ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

🖤 پارت هفدهم | محاصرهچراغ‌ها خاموش شدند.صدای قفل شدن درها تو...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

پارت بیست‌ودوم | بالاخره گفتی...نور ملایم غروب از پنجره‌ی ات...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط