{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نه

پارت نه
#خوناشام_جذاب_من

جونگ کوک:که برم بع نامجون بگم که دیدم ات داره دنبالم میاد

جونگ کوک: ..ات برو تو اتاقت

ات:نههه ...منم باهات میام جونگ کوک

جونگ کوک:من با نامجون کار مهمی دارم تو برو تو اتاقت

ات:جونگ کوگ لطفا منم بیام ...خواهش

جونگ کوک:...باشه بیا ..

ات:ممنون..با نامجون چه کاری داری؟

جونگ کوک:(هیچی نمیگه)

ات:باشه ...نگو

نامجون:جونگ کوک کاری داشتی؟

جونگ کوک: ..نامجون...من ..اونو دیدم ..کامل نه ولی پشتم بود حسش کردم..حتی اون کلمه ای که همیشه میگفت رو گفت

نامجون:میگم...نکنه نمرده باشه؟

جونگ کوک:نههه نه نه...من با چشای خودم دیدم که مرد

نامجون:پس چجوری این اتفاق میوفته

جونگ کوک:نمیدونم ولی باید از ات مراقبت کنیم

نامجون:اره...راس میگی

ات:منو ببخشین ...بخواطر من به خطر میوفتین

جونگ کوک:....باشه دیگه من میرم اتاقم

ات..:عههه جونگ کوک...میگم

جونگ کوک:چیه ات؟

ات:اممم....میشه امشب رو تو اتاق تو بمونم؟

جونگ کوک:هوم؟.....باشه بیا

ات:هه هه ممنون(رفتم وسایلم رو برداشتم رفتم اتاق جونگ کوک ...همه چی اتاقش سیاه و توصی بود چه عجیب.. خلاصه شب شده بود رفتملباس خوابم رو پوشیدم موهام رو شونه زدم و رفتم لبه تخت نشستم که یهو جونگ کوک اومد)

جونگ کوک:سلام هرزه کوچولو

ات:ااااه مگه نگفتم بهم نگین هرزه کوچولو؟

جونگ کوک:بگم؟

ات: ااه هر کاری میخوای بکن من میگیرم بخوابم

جونگ کوک:اما..

ات:اما؟

جونگ کوگ:قبلش..

ات:جان؟ قبلش چییی؟ جونگ کوک فکر نکن این وقت شب میزارم

جونگ کوک: به کارم که نباید از تو اجازه بگیرم(به سمت ات میره و دستشو میکشه سمت خودش میکشه و سرش رو نزدیک گردن ات میکنه و دندوناش رو وارد گردن ات میکنه و خون گردن ات رو میمکه)

ات:وقتی جونگ کوک نیش دندوناش رو وارد گردنم کرد خیلی درد داشت ..که بعد چند مین بیهوش شدم و وقتی بیدار شدم همه جا تاریک بود من رو تخت بودم و جونگ کوک هم خوابیده بود میخواستم بلند شم که جونگ کوک بیدار شد


جونگ کوک:اااااه اتتت بگیر بخواب کجا میری؟(ات رو میگیره و بغلش میکنه و میخوابه)

ات:یااا خواستم برم اب بخورم (زیر لبش گفت)

ات:خوابم نمیبرد که اینور اونور رو نگاه میکردم که یهو دیدم کنهر پنجره یه خفاش نشسته که چشاش قرمز بود ترسیده بودم که

ادامه دارد:-)

حمایت شه لطفا🥺❤️
دیدگاه ها (۳)

ممنونم سیسی گلمممم که حمایتم میکنی❤️:-)

خیلی ممنونم عزیزم که کمکم میکنی و حمایت میکنی این لطفی که کر...

تک پارتی یونگیسلام چوی ات هستم.۲۴ سالمه و ۶ ماهی هستش که با ...

پارت هشت_ #خوناشام_جذاب_من ات:از خواب بیدار شدم که دیدم جی ه...

which one part 8بعد از تمرین انقدر خسته بودم که خودم رو پرتا...

مخملیPart 43تهیونگ به چشاش چرخی میده.ته- اره لخtaم!تهجو هینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط