{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید اگر نمیترسیدیم

شاید اگر نمیترسیدیم
اکنون روزگارمان این نبود ,
همه ما روزی، جایی ترسیدیم ,
راه را اشتباه رفتیم ,
غلط فکر کردیم ,
و باختیم .
ترس !
همه ي بدبختي از همين ترس شروع مي شود ؛
ترس از شكست ،
ترس از تمسخر ،
ترس از گذشتن ،
ترس از آبرو ،
و هزاران هزار ترسِ ديگر....
كه ما را وا مي دارد ،
از هرچه كه نامش زندگيست ،
از تجرب ،ه
از خنده هايي كه شايد گريه شود ؛
از گريه هايي كه بي شك خنده مي شود ؛
از رها كردن و ادامه دادن ؛
از شانه بالا انداختن و
سرمست زيرِ لب زمزمه كردن ؛
هرچه باداباد...
بيا و اين سه حرف را ,
جايگزين كن:
بجاي ترس ،
بگو خدا .
مي بيني ؟
اين سه حرف كجا؛ آن كجا !
حرف مردم ، مهمان سفره های
آدمكهاي بي كار اين روزگار است .
تمسخر؛ كار آدمهاي بددل .
امروز اگر حواست به زندگي نباشد ؛
فردا زندگي تمامِ حواست را
جمعِ حسرت هايت مي كند..
حواست باشد...
دیدگاه ها (۹)

پروردگارم!قاضی توییکمک کن هیچوقت قضاوت نکنیم ...خوب یاد گرفت...

مأموریت انسان در زندگی ، تغییر دادن جهان نیست . انسان مأمور ...

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شودعاقبت غربی ترین دل نیز «عاش...

'تفاوت عشق با ازدواج' یک روز پدربزرگم برام یه کتاب دستنویس آ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط