{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل آفتابگردان را گفتند:

گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی?
گفت : ستاره چشمک میزند , نمیخواهم به خورشید خیانت کنم . به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند...
دیدگاه ها (۱۲)

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ...

ﯾﻪ ﺟﻮﮎ ﺑﻠﺪﻡﻭﻟﯽ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺲ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ...ﺧﺴﺘﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ؟؟؟ ﺧﺴﺘﻪ !!!ﻫﻤﯿﻨ...

هرچه دارم از تو دارم

خسته شدم از دلتنگیهای دنیا...!گویند مرگ حق است.!خدایا حقم را...

(:از آفتابگرون پرسیدن چرا شبا سرت پایینه؟ گفت: ستاره ها چشمک...

شبیکه با تیک تاک دلنواز ضربان قلبتزیر گوشم سپری شود آرزو می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۳ — روبه‌رو شدنرینا و جونگکوک به عمارت برگش...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش اول_هرگز با کسی که سعی کرده شخصیت شما را...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط