{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"بنام مادر"

"بنام مادر"

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد...!!
داغ دیـد از من و تبخـیر شـد و حـف نـزد...!!!
شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب.!!!
شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد.!!!
غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم...!!!
از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد!!!
وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند!!!
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد!!!
صورت پر شده از چین و چروکش یعنی!!! مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد ...!!!
دیدگاه ها (۱۲)

آغوش منفرودگاه ِفرودهای اضطراریِ توست ! هر جا آسمانت ابری شد...

دردها فراموش مــــــــــیشوند.....ولی "همدردها" هرگـــــــــ...

جرم لب بوسیدنتحبس ابددارد... ولی..."من"به شوقروی "تو"بالای د...

از تمامِ خودمگونه‌هایم رابیشتر دوست دارمکه طعمِ بوسه‌های تو ...

عمومی

عشقی دوباره²p²²@(جیغ)تو کی هستی؟_اجوما+خفه شو وگرنه یه گلوله...

« وسواس مافیا »پارت ۶: حقیقتی که بوی باروت می‌داد بارون هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط