{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P:15
اومد و ی مک‌ عمیقی از لبام گرف و ازم جدا شدم
ات: دفع بد اینجوری منو نترسون(کیوت)
کوک: باشع عشقم این دیگ ی سورپرایز بود(خنده)
لبامو اویزون کردم و با چشمای مظلوم‌ ت چشماش زل زدم
کوک: عاع اینجوری نکن میخورمتاااا اومد و ی بوسه گنده روی لبام زد: خیلی خب شب برات دارم الان بیا کیکمونو بخوریم
ات: باشه
کیکمونو خوردیم بد کلی حرف و خندیدن پا شدیم رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم سمت خونه
رسیدیم و کوک منو براید بغل کرد و با صدای بم و خمارش توی گوشم گف: بیبی امشب ی شب طولانی خواهد بود و ب عنوان کادو تولدت
ترسیدم ولی چ کار میشع کرد
منو گذاشت روی تخت و ....اسمات(با ذهن قشنگتون تصورش کنید🗿🤝🏻)
صبح با دل درد شدیدی بیدار شدم دیدم کوک خیلی کیوت خوابیدع بود ن از دیشب خیلی هات بود ن از امروز خیلی کیوت:)))
لپشو محکم‌ بوسیدم : چطور میتونی انق دوس داشتنی و کیوت باشی:)
کوک: شاید برا بیبیم
ات: بیدار شدی؟، ببخشید
کوک: شکال ندارع قربونت برم اتفاقا میخواسم برم سرکار دلت درد میکنع؟
ات: اره یکم
اومد بغلم کرد و یکم زیر دلمو ماساژ میداد بد چن مین پا شد لباساشو پوشید و ازم خداحافظی کرد و رفت منم پا شدم رفتم حموم ی دوش۲۰ مینی گرفتم در اومدم لباسامو پوشیدم و دور موهام حوله پیچوندم و تخت رو مرطب کردم و رفتم پایین خدمتکار برا صبحانه گذاشتع بود نشستم شروع ب خوردن شدم بد تموم شدن خدمتکار میز رو جمع کرد و منم رفتم روی کاناپه نسشم و تلوزیون رو روشن کردم و کیدراما دیدم وسط فیلم حالت تهوع گرفتم زود پا شدم رفتم بالا اورد
شرطا
لایک:۵
دیدگاه ها (۴۸)

P:16من چم شدعپوفففف رفتم توی گوگل زدمات: چییییی(داد)من ینی ح...

P:17چند ماه بعد:(ک نمیدونم چن ماهع🗿)امروز باید برای جنسیت بچ...

P:14زدم سیم اخر پا شدم ی مشت ب دخترع زدم ک پخش زمین شد تا می...

P:13کوک رف منم دوبارع یکم گرفتم خوابیدمویو ب ساعت ۶ نیم عصر:...

💫🪼✨رمان عشق خواستنی✨🪼💫ات: ارباب داد نزن تو رو خدا (گریه) کوک...

کوک میخواست صورت ات سمت خودش نگه داره ولی ات ترسید و فک کرد ...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط