{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
پيش از آنکه به خواب بروم
همين جا کنارم نشسته بودي
گفتي : اگر خوابت برد
و از دلتنگيت مردم چي ؟
اگر بيدار شدي
در انتظار بوسه ات
مرده بودم چي ؟
مي شود خيالم را
گوشه ي خوابت گره بزنم ؟

نگاهت مي کردم که خوابم برد
حالا در خواب من
نيستي
مرا گذاشته و رفته اي
امکان نداشت مرا در تنهايي ام
جا بگذاري
امکان نداشت خانه را جهنم کني
اتفاق ناگواري افتاده است
تا مي آيم فکر کنم
چي از من ساخته و با من چه کرده اي
باورم نمي شود
با اين کلمات
زبانم مي سوزد
امکان ندارد اينهمه وقت
از من بي خبر باشي

عشق من
مي دانم اگر بيدار شوم
و چيزهايي که ديده ام
برات تعريف کنم
شاخ در مي آوري
از خنده روده بُر مي شوي
مي گويي : من ؟
عجب خواب هايي مي بيني
ديگر چي ديدي ؟
تعريف کن بخنديم آقاي من

اين خواب چقدر کش مي آيد
بگذار اين کابوس را بگذرانم
بگذار بيدار شوم
همه را برات تعريف مي کنم
اين خواب هم مثل سربازي تمام مي شود
گل قشنگم
اگر در جنگ کشته نشوم
اگر زنده بمانم
چشم هام را باز مي کنم
مي بينم کنارم نشسته اي
خم شده بر صورتم
من در انتظار يک لبخند
تو در انتظار يک بوسه
مگر نمي شود ؟
.
.




عباس معروفي
دیدگاه ها (۳)

...آخر یک روز سردزمستانیاز خواب بیدار میشومارام ارام چمدان ا...

" عاشق زنی مشو که می خواندکه زیاد گوش می دهدزنی که می نویسدع...

بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستیدشمنی‌ها کرد با من در مق...

جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بودعقل سرپیچیده بود از آن...

عشقی دوبارهp⁸"ویو شب"ساعت از ۱۰ شب گذشته بود. کوک پاشد رفت س...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط