{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی همدیگر را به آغوش می کشیم... نمی دانیم چیکار کنیم...

وقتی همدیگر را به آغوش می کشیم... نمی دانیم چیکار کنیم...!
شنیده ام باران.... شعبده بازی ست که از کلاهش صدای بوسه در می آورد
و بر کف خیابان می ریزد....!
و شاید باران, پسری است غیرتی....
که آرایش غلیظ ات را به آرامی از صورت ات پاک می کند....
دیدگاه ها (۴)

باران بباراین بار، اوراخواهم دید این شهربی دروپیکر حریف اراد...

آری من رویاام، رویایی خیس، رویایی از جنس باران، رویایی از جن...

نه از سرم می افتی نه از چشمم کجای دلم نشسته ای که جایت این ق...

بی تابم!!! دلم تاب میخواهد ویک هول محکم تابریزدهرآنچه غم درخ...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتبارون ریزی شروع شده بود و خیابون‌...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۳«آنچه پنهان مانده بود»دود تمام راهرو...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

𝒫𝒶𝓇𝓉 18عقد با رئیس مافیاهوا در پل هان سنگین شده بود.تهیونگ چ...

دردسر بچه داری پارت۴

تک پارتی از ساتورو گوجو! ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆#فیک_انیمه #انی...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط